جنگ ایران و عراق

ضد حمله هاى ایران
پس از آنکه ایران مطمئن شد عراق تمام تلاش خود را کرده و خطر پیشروى مجدد منتفى شده است در جبهه جنوب دست به بزرگترین سازماندهى هاى نظامى زد. (در جبهه هاى میانى و شمالى نیز سرسختى نیروهاى مردمى، ارتش و عشایر نشان داد که «عراقیها مردمیدان جنگهاى کوهستانى و مناطق صعب العبور نیستند».)
اولین عملیات دراین زمینه عملیات ثامن الائمه براى شکست حصر آبادان بود که در آن ارتش و سپاه در حالى که از پشتیبانى سنگین هوایى و هوانیروز بهره مى بردند قواى عراق در شرق کارون را در هم کوبیده و ظرف ۴۸ ساعت محاصره آبادان را در هم شکستند (۵مهر ۱۳۶۰) در این عملیات ۳۰ گردان پیاده و زرهى ایران که از پشتیبانى ۸ گردان توپخانه ارتش بهره مى بردند شرکت کردند.
ضربه بعدى را عراق در ۸ آذر ۱۳۶۰ در محور دشت آزادگان تحمل کرد. این عملیات که به نام طریق القدس معروف شد از ۳۲ گردان آفندى زرهى و پیاده بهره برد و نیروهاى سپاه و ارتش نیروهاى عراقى را از ۵ محور اصلى در جبهه جنوب (شمال غرب اهواز ) مورد حمله قرار داده و ضربات سنگینى به آنها وارد کردند. کشته و زخمى شدن ۱۰هزار عراقى در کنار انهدام ۱۷۰ تانک و نفربر و غنیمت ۱۵۰ دستگاه دیگر سبب شد تا عراق در شمال خوزستان جبهه دفاعى خود را کاملاً عقب بکشد و خطر حمله به اهواز کلاً منتفى بشود. نکته قابل توجه اینکه حملات هوایى عراق تحت تأثیر ضربات نیروى هوایى ایران کلاً خنثى شد و ظرف ۱۰ روز عملیات ۱۶ هواپیماى عراقى و ۴ هلى کوپتر از بین رفت (در عملیات ثامن الائمه نیز نیروى هوایى نقش مهمى در پشتیبانى زمینى داشت).
عراق در حالى که با انتقال قوا به جبهه جنوب براى ضدحمله آماده مى شد در کمتر از ۴ ماه بعد با ۲ عملیات عظیم ایران مواجه شد که تکلیف را یکسره کرد. ارتش که در این زمان با بازیابى قدرت زرهى و توپخانه خود نیروى کلاسیک قابل توجهى محسوب مى شد در کنار صدها هزار نیروى داوطلبى که در قالب سپاه و بسیج در جنوب گرد آمده بودند بزرگترین تک را در محور شوش ، دزفول و غرب رود کرخه سازمان داد و با ۱۳۳ گردان پیاده و زرهى در ۳۰ دقیقه اول فروردین ۱۳۶۱ (در حالى که اصلاً عراق گمان نمى کرد ایران در شب عید نوروز دست به حمله بزند) از چند محور اقدام به یورش به عمق مواضع عراق کرد. شکاف ایجاد شده در مواضع عراق آنقدر عمیق شد که دهها هزار سرباز عراقى در گازانبر نیروهاى مسلح ایران به دام افتادند. ایرانیها ضمن بستن دو تنگه مهم رقابیه و عین خوش از پهلو دشمن را دور زده و ۱۵هزار سرباز دشمن را در تله انداختند. درخواست فرماندهان سپاه سوم عراق سبب شد تا صدام با اعزام دهها هواپیما سعى کند رزمندگان ایران را در هم بکوبد حال آنکه پدافندها و سایتهاى «هاک» ایران منتظر این موقعیت بودند و هواپیماهاى عراقى دسته دسته در اثر آتش زمینى و موشکهاى مدرن هدایت شونده هاک سقوط مى کردند. دراین عملیات ۴ هزار عراقى کشته و ۱۵هزار نفر اسیر شدند.(به قولى ۱۸ هواپیما و به روایتى ۲۷ هواپیماى عراقى در ۸ روز نبرد فتح المبین سقوط کرد) درحالى که انتظار نظامیان عراق این بود که ایران پس از این عملیات عظیم مدتى استراحت به نظامیان خود بدهد اما فرماندهى ایران با توجه به روحیه بالاى نیروها بلافاصله موقعیت را براى بازپس گیرى خرمشهر مناسب دید و در ۱۰ اردیبهشت با نیروى عظیم پیاده، زرهى و مکانیزه (۱۴۴ گردان) در حالى که از آتش توپهاى عظیم ۱۵۵ و ۲۰۵ میلیمترى بهره مى بردند نیروهاى عراقى را مورد حمله قرار دادند (۲۰واحد توپخانه در این نبرد شرکت داشتند) حملات مذکور در ابتدا با واکنش دشمن مواجه شد چرا که عراق این مسأله را (اشغال خرمشهر) به عنوان مسأله اى حیثیتى مى دانست بنابراین با تجهیز حداقل ۲۰۰گردان تصمیم گرفت که در محور طولانى و مهم اهواز - خرمشهر مقاومت کند. این بار عراق با به کارگیرى هواپیماهاى جدید (که به تازگى از فرانسه و شوروى دریافت کرده بود) نظیر میراژ و میگ۲۳ سعى کرد تا برترى هوایى را از ایران بگیرد اما ایران با تغییر تاکتیک هاى هوایى این برترى را از عراق گرفت و اگرچه به مانند بسیارى از عملیات دیگر نتوانست نیروهاى زمینى را پشتیبانى کند اما نیروى هوایى عراق را نیز از پشتیبانى مؤثر بازداشت. در هر صورت درگیرى صدها هزار سرباز ایرانى و عراقى عظیم تر از آن بود که نیروهاى هوایى بتوانند در روند کلى آن تأثیر بگذارند اما در نهایت در عملیات عظیم بیت المقدس قواى ایران با عبور از کارون دفاع ارتش عراق را متزلزل کرده و این بار با کشتن ۱۶هزار عراقى بخش بزرگى از ارتش عراق را به دام انداختند. پافشارى صدام حسین مبنى بر پایدارى عراق سبب شد تا نبرد ۲۴روز به درازا بکشد و زمانى که حلقه محاصره ایران به عراقى ها محکم شد ۱۹هزار سرباز عراقى راهى براى گریز نداشتند. در این نبرد عظیم بیش از ۵هزار کیلومتر مربع از خاک ایران آزاد شد و ارتش عراق به پشت مرزهاى بین المللى رانده شد. این عملیات سبب شد تا ۲۰درصد ارتش عراق منهدم شود و عملاً ماشین جنگى عراق زمینگیر شود.
آغاز رکود در جنگ
مخالفت ایران با آتش بس از یک سو و ارتش پاره پاره شده عراق از سوى دیگر غرب و شوروى را به این جمع بندى رساند که باید به هر صورت ممکن از ورود ایران به داخل خاک عراق جلوگیرى کند. انهدام حداقل یک سوم توان زرهى و پیاده در کنار فرسودگى شدید نیروى هوایى عراق، نوید این را مى داد که ایران با یک یا دو عملیات دیگر خود را به شرق بصره برساند و با سقوط این شهر، زمین هاى صاف و هموار عراق نمى توانست جلوى حداقل یک میلیون سرباز ایرانى را بگیرد و بغداد دور از دسترس نبود. در تابستان ۱۳۶۱ در حقیقت ارتش عراق اصلاً روحیه مبارزه نداشت اما چنان که گفته شد شرق و غرب تمایلى به این اتفاق نداشتند بنابراین سیل سلاحهاى روسى، فرانسوى و آلمانى به عراق سرازیر شد و اعراب نیز ظرف دو سال ۵۵میلیارددلار کمک به عراق کردند. روسها با اعزام مستشارانى در سطح ژنرال سازمان نیروى زمینى عراق را تغییر داده و ابعاد آن را ۴برابر کردند! از آن طرف فرانسوى ها و روسها براى صدام زرادخانه هوایى تشکیل دادند که تا آن زمان هیچ ارتش جهان سومى از آن بهره نبرده بود. آمریکایى ها نیز با در اختیار گذاشتن آخرین اخبار مربوط به نقل و انتقالات نظامى ایران (که توسط آواکس دریافت مى شد) به ژنرالهاى عراقى، به دشمن این امتیاز را داد که در هیچ عملیاتى غافلگیر نشود. این مجموعه مسائل سبب شد تا عملیات هاى رمضان، محرم و والفجر مقدماتى در سال۶۱ بدون فایده به پایان برسد و عملاً جبهه ها ۱۸ماه بدون هیچ جنگ مهمى معطل بماند. از این زمان به بعد بود که مقامات کشور براى تقویت قوا کم کم با مشکل مواجه مى شدند. آنها مى دیدند که در برابر سیل سلاحهاى خارجى که به عراق ارسال مى شود ایران به دلیل تحریم و ضعف نسبى بودجه قادر به تجهیز خود نیست. امام خمینى (ره) نیز که درخواست نظامیان را براى ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر پذیرفته بودند در چنین شرایطى آتش بس را قابل قبول نمى دانستند چرا که ایران دست پایین را داشت و از رزمندگان خواستند تا مقامات ایران را با شرایط بهترى رودرروى رژیم عراق قرار دهند.
آغاز به کارگیرى گسترده بمب هاى شیمیایى
در سوم اسفند ۱۳۶۲ ، ۲۰ماه پس از رکود در جبهه ها، ایران با تدارک نیرویى عظیم از نیروهاى درگیر در فتح خرمشهر، بیش از ۲۸۰ گردان پیاده و زرهى را در عملیات خیبر در محور شمال بصره به حرکت درآورد. عراقى ها على رغم مقاومت شدید مجبور به عقب نشینى شده و جزیره مجنون را به ایران واگذار کردند. صدام با این استدلال که ایرانى ها متجاوزند اقدام به بمباران شدید شیمیایى منطقه کرد اما این امر اگر چه آمار شهدا و مجروحین ایران را بالا برد اما در نهایت ۱۱۸۰ کیلومتر از خاک عراق در شرق بصره به تصرف ایران درآمد.
در جبهه مرکزى نیز از دو عملیات مسلم بن عقیل و والفجر۳ در سالهاى ۶۱ و ۶۲ مى توان به عنوان عملیات مهم سالهاى میانى جنگ نام برد. در هر دوى این عملیات که در مناطق صعب العبور سومار و مهران جریان داشت ارتش و سپاه موفق به تصرف بخشهاى باقیمانده از مناطق غربى تحت اشغال عراق شدند. عملیات عاشورا در ۳۰مهر ۱۳۶۳ حرکت دیگرى در منطقه بود که منجر به استقرار قواى ایران در جاده مندلى - بدره در خاک عراق شد اما همان طور که قبلاً نیز ذکر شد باید تکلیف جنگ در جبهه عظیم جنوب مشخص مى شد بنابراین در اواخر سال۶۳ نیروهاى سپاه و بسیج دست به تجدید قوا در محور هورالهویزه در شمال بصره زدند. این عملیات که تحت نام بدر آغاز شد به دنبال تسلط بر جاده عماره - بصره بود و مى توانست مقدمه محاصره بصره از شمال و جنوب باشد. عملیات مذکور عملیاتى بسیار جسورانه بود و خارج از انتظار ارتش عراق. در ۱۹اسفند۱۳۶۳ ، ۱۱۵گردان از نیروهاى سپاه، بسیج و ارتش تحت فرماندهى سپاه با در هم کوبیدن خطوط دفاعى عراق خود را از ۳محور به شرق دجله رساندند و براى اولین بار بصره و جنوب عراق را با خطر محاصره مواجه کردند. طبیعى بود که صدام نمى توانست چنین مسأله اى را تحمل کند و دهها لشکر عراقى مأموریت یافتند تا نیروهاى ایران مستقر در شمال بصره را وادار به ترک مواضع کنند. ماهواره هاى جاسوسى آمریکا و شوروى نیز که اوضاع جنگ را با دقت دنبال مى کردند بلافاصله ترکیب و شکل آرایش قواى ایران را به اطلاع سرفرماندهى ارتش عراق رساندند و قبل از استقرار نیروهاى ایران به مواضع خود امواج هواپیماها و هلى کوپترهاى عراقى مواضع ایران را زیر آتش گرفتند. در این عملیات که یک هفته به طول انجامید ۱۳۰گردان عراقى که ۲۸گردان آن از نیروهاى زبده گارد ریاست جمهورى بودند وارد عملیات شدند این در حالى بود که نیروهاى زرهى دشمن نسبت به نیروهاى خودى ۱۰ بر یک بود و در چنین شرایطى عنصر شجاعت و از جان گذشتگى به تنهایى کارساز نبود بنابراین دستور عقب نشینى داده شد.
تداوم عملیات ایذایى توسط دشمن
عراق که استراتژى حمله به تأسیسات اقتصادى ایران بویژه نفتکش ها را از اسفند۶۲ دنبال مى کرد پس از آن که پى برد توان هجومى ایران هنوز بسیار بالا است در اواخر اسفند۱۳۶۳ حملات هوایى و موشکى خود را به شهرها آغاز کرد. در این مرحله ارتش مذکور با بهره گیرى از هواپیماهاى فوق مدرن میراژ، سوخو،۲۴ میگ۲۵ و توپولوف ضرباتى را به اقتصاد ایران زد که اگرچه تأثیر فورى بر روند جنگ در جبهه ها نداشت اما در درازمدت چرخهاى اقتصاد کشور را به عنوان بازوى حمایتى جبهه ها کند کرد.
ادامه دارد
/ 0 نظر / 5 بازدید