سخنان تاریخی دکتر مصدق در دوران نخست وزیری

پیام روز اول نخست وزیری:" هموطنان عزیزم تردید ندارم که برای قبول این کار و بار گرانی که به دوش گرفته­ام از بین می­روم چون مزاج من متناسب با قبول چنین وظیفۀ مهمی نیست ولی در راه شما جان چیز قابلی نیست و از صمیم قلب راضی هستم که آن را فدای آسایش شما بکنم."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ09/2/1330)

 

"در جراید ایران آنچه راجع به شخص اینجانب نگاشته می­شود هرچه نوشته باشند و هرکه نوشته باشد به هیچ وجه نباید مورد اعتراض و تعرض قرار گیرد لکن در سایر موارد بر وفق مقررات قانون باید عمل شود."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ11/1/1330)

 

"تا دولت معاش مستخدمین خود را اداره نکند نمی­توان امیدوار بود که مستخدمین به وظیفۀ خود عمل کنند"(روزنامۀ اطلاعات،مورخ17/1/1330)

 

پیام به روزنامه­نگاران و اربابان جراید: " اظهار منویات و استفاده از آزادی باید تا حدی باشد که به آزادی دیگران و حقوق مشروع آنها و به امنیت مملکت خللی وارد نکند."(روزنامۀ اطلاعات مورخ 09/02/1330)

 

پیام در هنگام خلع ید از شرکت نفت انگلیس:"ملت و دولت ایران مطلقا قصد ندارد به حق کسی تجاوز کند و در عین حال نیز اجازه نمی­دهد که کسی به حق ما تجاوز کند."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ18/2/1330)

 

اشاره به بحث ترور او و اینکه با اعتقاد عمیق هراسی به خود راه نخواهد داد:"گر نگهدار من آن است که من می­دانم

 

شیشه را در بغل سنگ نگه می­دارد

 

... خداوند هرچه مقدر فرموده است می­شود"(روزنامۀ اطلاعات،مورخ22/2/1330)

 

اشاره به مشکلات شدید مردم خاورمیانه به دلیل اقدامات استعمار و پیش­بینی خطرات شدید بعدی که امروزه در خاورمیانه عیناً رخ داده است:" این وضع قابل دوام نیست زیرا صبر و بردباری هم حدی دارد و روزی که پیمانه صبر این مردم بدبخت پر شود تنها خدا می­داند که شرق میانه و بالنتیجه دنیا به چه وضع هولناکی دچار خواهد شد."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ4/3/1330)

 

در تاریخ حیات ملت­ها نادراً روزهای درخشان و پرمسئولیت و افتخار و موفقیت پیدا می­شود. ایام عادی و گذران برای همه ملل یکسان است ولی آن ملتی که خوب و شرافتمندانه وظیفه­اش را در برابر وطن، پرچم و تاریخ مملکت ادا کند بیشتر از دیگران قدرت اخلاقی و عظمت روحی از خود نشان داده است."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ30/3/1330)

 

"من افتخار خدمتگزاری به مردم را بالاترین و پرقیمت­ترین افتخارات حیات خود محسوب داشته و می­دارم."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ30/3/1330)

 

اشاره به نهضت بزرگ مردم که جهان را تحت تاثیر قرار داده بود:" یک بار دیگر به دنیائی که چشم دقت به سوی ما دوخته است نشان بدهیم که ما لیاقت حفظ مواریث گرانبها و پر عظمت نیاکان خود را داریم و می­خواهیم کاملاً آزاد و فارغ از تحرکات و دسایس این و آن زندگی قریب عزت و احترام و سربلندی را در پیش گیریم. آوازه همت و عزم خلل ناپذیر شما در گسستن زنجیرهای استعمار اقتصادی به گوش جهانیان رسیده است و خواهد رسید و همه خواهند دانست که روح ایرانی از ماورای تاریخ کهن چند هزار ساله­اش از نو درخشیدن گرفته ..."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ30/3/1330)

 

"ملت ایران از ملی شدن نفت خود یک هدف عمده دارد و آن این است که دیگران در امور داخلی ما دخالت نکنند."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ11/4/1330)

 

اشاره به عدم ترس از تهدیدات نظامی انگلیس:"بودن یا نبودن رزمناو به حال ما فرقی نمی­کند ما از کشتی جنگی نمی­ترسیم."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ11/4/1330)

 

"بزرگترین پاداش خدمات ملی و اجتماعی آرامش وجدان است که هر خدمتگزاری در صورتیکه درست به وظایف خود عمل کند و تکالیف خویش را به حسب طاقت بشری انجام دهد از آن برخوردار خواهد گشت."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ16/4/1330)

 

"در تشکیل دولت فعلی جز پاسخ به ندای وجدان خویش نظری نداشتم در این مبارزه مقدس بزرگترین پاداش من آن خواهد بود که رضای قلبی عموم افراد جامعه از روش دولت اینجانب بتواند وجدانم را قانع کند ..."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ16/4/1330)

 

" هر کس خود را برای خدمتگزاری ملت و ایجاد نهضتی اجتماعی آماده می­کند اثر معنوی اقدامات خویش را هیچگاه نباید با زخارف زود گذر مادی برابری کند و بفروشد و یقین است که با پیروی از این اصل بهتر خواهد توانست در راهی که می­رود توفیق پیشرفت داشته باشد."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ16/4/1330)

 

اشاره به بحث ساختن مجسمه از او:" شما هموطنان عزیز بهتر می­دانید که مجاهدت اجتماعی اینجانب از آغاز کار تا کنون هرگز هیچگاه بر اساس شهرت خواهی و امیال نفسانی نبوده..."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ16/4/1330)

 

"به لعنت خدا و نفرین رسول گرفتار شود هر کس که بخواهد در حیات و مماتم به نام من بتی بسازد و مجسمه­ای بریزد زیر هنوز رضایت وجدان برای من حاصل نشده و آن روز هم که به خواست خداوند این مقصود حاصل شود تازه نشانه انجام وظیف است که هر کس بدان مکلف می­باشد و حقاً سزاوار خوش­باش پاداش نیست."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ16/4/1330)

 

"ملتی که افراد آن با یکدیگر متحد و با حکومت خود از روی ایمان و عقیده و نه از راه ترس و بیم همراه و هم­فکر و هم آهنگ باشند هیچ وقت مورد تعدی و تجاوز قرار نخواهند گرفت."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ20/4/1330)

 

"اکنون آفتاب عمر من به لب بام رسیده و دیر یا زود باید به راهی بروم که همه ناگزیر خواهند رفت. ولی چه زنده باشم و چه نباشم امیدوارم و بلکه یقین دارم که این آتش خاموش نخواهد شد و مردان بیدار کشور این مبارزۀ ملی را آنقدر دنبال می­کنند تا به نتیجه برسد. اگر قرار باشد در خانه خود آزادی عمل نداشته باشیم و بیگانگان بر ما مسلط باشند و رشته­ای گردن ما بگذارند و ما را به هر سوی که می­خواهند بکشند مرگ بر چنین زندگی ترجیح دارد و مسلم است که ملت ایران با آن سوابق درخشان تاریخی و خدماتی که به فرهنگ و تمدن جهان کرده است هرگز زیر بار این ننگ نمی­رود. امروز مبارزۀ بزرگی را ملت ما شروع کرده است که هیچ کس از ابهت آن غافل نیست البته در اینگونه جنبش­های اجتماعی باید در مقابل هرگونه محرومیت ایستادگی کرد و در برابر آن آماده بود. هیچ مبارزه­ای هرقدر کوچک و ناچیز باشد به آسانی به نتیجه نمی­رسد. تا رنج نبریم گنج میسر نمی­شود و در این راه سعی ناکرده بجائی نتوان رسید."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ20/4/1330)

 

"وقتی مشروطیت به معنی واقعی خود مستقر شود رئیس دولت جز آنکه خدمتگزار و مجری اراده ملت باشد سمت دیگری ندارد."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ15/5/1330)

 

"اولین و مهم­ترین ثمر حکومت ملی رشد اجتماعی و محترم شمردن حقوق دیگران است."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ15/5/1330)

 

"تا وقتی افراد یک جامعه اغراض شخصی و منافع و مصالح خصوصی خود را مافوق مصالح عمومی قرار دهند و آزادی را فقط برای آن مفید بشمارند که از آن تنها به نفع شخص خود استفاده کنند استقرار مشروطیت و حکومت ملی به مفهوم واقعی آن امکان پذیرنخواهد بود. لازمه هر حکومت ملی قبل از هر چیز حس بلندنظری و گذشتن از منافع شخصی در برابر مصالح اجتماعی است."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ15/5/1330)

 

"در سراسر عمر ملل قرن­ها می­گذرد تا یکبار فرصتی پیش آید و آنها را به طرف هدف مطلوب بکشد مخصوصاً در میان مردم مشرق زمین این فرصت کمتر است زیرا قرن­هاست که ملل غرب چشم طمع به ثروت ما دوخته و بقای خود را در اضمحلال و فنای ما می­بینند."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ10/6/1330)

 

"البته تحولات اجتماعی که با سرنوشت مملکتی بستگی دارد کوچک نیست و بدون تحصیل رنج گنج حاصل نمی­شود."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ10/6/1330)

 

"با کمال صراحت و حقیقت به گوش جهانیان می­رساند که ملت ایران با سابقۀ درخشان تاریخی که دارد حاضر نیست حقارت و زبونی را از هر ناحیه که باشد تحمل کند."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ10/6/1330)

 

"من وقتی نخست­وزیری را قبول کرده­ام برای هرگونه فداکاری آماده شده­ام."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ13/6/1330)

 

"دولت همیشه باید جنبۀ عدل را رعایت کند، دولت نباید نگاه کند که فلان دسته موافق دولت است و فلان دسته مخالف دولت. فقط عدالت را باید نگاه کند و تا عدالت را مستقر نکند دیگر دولت مفهومی ندارد و هرج و مرج در مملکت ایجاد می­شود." (روزنامۀ اطلاعات مورخ 17/06/1330)

 

جملۀ تاریخی مجلس آنجاست که مردم خیرخواه آنجاست...:"ای مردم شما مردم خیرخواه و وطن­پرست که اینجا جمع شده­اید مجلس است و آنجا که یک عده­ای مخالف مصالح مملکت هستند مجلس نیست."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ4/7/1330)

 

"ملت ایران مشعلدار تمدن دنیای امروز بوده است."(روزنامۀ اطلاعات مورخ  30/ 07/1330)

 

"این دولت محال است، محال است که کاری بر خلاف مصالح شما مردم این مملکت بکند."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ4/7/1330)

 

"ما یک ملت کهنسال و قدیمی هستیم و باید بگویم که از نقطه نظر ترقیات فنی قدری از غرب عقب مانده­ایم. این موضوع نیز علل فراوان دارد که مهم­ترین آنها این است که کشورهای مترقی دائماً در برابر ترقیات و پیشرفت­های ما سد بزرگی قرار داده و مانع از پیشرفت ما شده­اند."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ1/8/1330)

 

در مورد آزادی انتخابات:"اینجانب که در طول مبارزات سیاسی خود همیشه برای تامین این حق مقدس مجاهده کرده­ام به هیچ صورت اجازه نخواهم داد که احدی در هر مرتبه و مقام که باشد به این حق حیاتی و اساسی جامعه تجاوز کند"(روزنامۀ اطلاعات،مورخ3/8/1330)

 

"در هر مملکتی که اقلیت آزاد نباشد در مجلس شورای ملی صحبت بکند آن مملکت به هیچ وجه ترقی نخواهد کرد اقلیت باید حرف­های خود را بزند و مردم قضاوت کنند."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ20/9/1330)

 

"برای ما شایسته نیست که بما بگویند دولت ایران دولتی عقب افتاده ایست دولتی که تمدن تاریخی دارد باید سعی کند احترام خود را از دست ندهد." (روزنامۀ اطلاعات،مورخ20/9/1330)

 

"در این کشور هرگونه اصلاحی مربوط به آزادی انتخابات است."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ20/9/1330)

 

"اگر لازم بشود ما باید خون خود را هم در راه خدمت به مملکت نثار کنیم. به من بگوئید کدام افتخار بالاتر از این است که خدمتگزاری در راه وطنش جان دهد؟"(روزنامۀ اطلاعات،مورخ21/9/1330)

 

"هر کتاب تاریخی را که ورق بزنید از هوش و لیاقت و استعداد پدران ما مشحون است."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ26/9/1330)

 

در تلاش برای انتخابات آزاد:"تنها آرزوئی که من در ایام آخر عمر خود دارم این است که موفق بشوم انتخاباتی را که پنجاه سال در راه تحصیل آزادیش مبارزه و مجاهده کرده­ام به بهترین صورت به پایان رسانم."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ26/9/1330)

 

در مصاحبه با روزنامه­نگاران آمریکائی"ملتی که امروز بر اثر طول مدت نفوذ و دسائس اجانب در فقر و مسکنت غوطه می­زند روزی مشعلدار فرهنگ و تمدن جهان بوده و در هر رشته از رشته­های علوم و فنون و ادب آثار جاودانی به وجود آورده است. تاریخ این کشور پر است از فداکاری­های مردم."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ28/12/1330)

 

اشاره به بحث برخی ناامنی­ها:"یک ملتی که بخواهد به نعمت آزادی و استقلال برسد تحمل این قبیل امور را که ملل بزرگ هزار درجه بیش از این مبتلا به شداید شده و جنگ­ها کرده­اند و میلیون­ها نفوس را از دست داده­اند مساله بزرگی نیست."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ29/12/1330)

 

"نابرده رنج گنج میسر نمی­شود. تاریخ نشان نداده است که ملتی بدون تحمل شدائد در تامین آزادی و استقلال خود توفیق حاصل کند."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ23/1/1331)

 

در مورد مردم ایران و مبارزات آنها:"تاریخ دیده­ایم [ملت ایران]هروقت پیمانه صبرش لبریز شود و به اصطلاح کارد به استخوان برسد با یک جنبش مردانه قید اسارت را شکسته و حق خود را گرفته است."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ23/1/1331)

 

"امروز جهانیان به خوبی می­دانند که هنوز خون نیاکان با افتخار پاک نژاد ما در عروق مردم این کشور در جریان است و ملت ایران سابقۀ تمدن چند هزار سالۀ خود را از یاد نبرده و مقام گذشته­اش را فراموش نکرده است."(روزنامۀ اطلاعات مورخ 04 /03 /1331، ص آخر)

 

در مورد ملی شدن نفت:"[ملی شدن نفت] این مساله آنطور که می­خواهند وانمود کنند زائیدۀ حوادث تصادفی و اتفاقی نیست بلکه معرف ارادۀ یک ملتی است که می­خواهد به این وسیله استقلال خود را حفظ کرده باشد."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ2/4/1331)

 

در تاکید بر دفاع از ملل ضعیف مصر و سودان در پاسخ خبرگزاری خارجی گفته بود: به عقیدۀ من باید از هر ملت ضعیفی که تحت تسلط استثمار است و برای به دست آوردن آزادی خود و رهائی از قید استعمار مبارزه می­کند، پشتیبانی کرد."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ24/4/1331)

 

به هنگام قیام مردم در 30 تیر تاکید کرده بود که: من در تمام عمر هر وقت ملت چیزی از من خواسته به ندای ملت جواب مثبت داده­ام من اکنون داوطلب مقام رئیس­الوزرائی نیستم ولی اگر ملت ایران از من کاری بخواهد البته تا آخرین نفس برای انجام آن حاضرم.(روزنامۀ اطلاعات،مورخ29/4/1331)

 

"آرزوی من این است که سازمان ملل در سایه ایجاد وحدت و هم­فکری و همکاری بین ملل جهان بتواند زندگی اجتماعی و سیاسی بشر را بر پایه برابری و انصاف و مراعات حقوق و حدود یکدیگر قرار دهد و مقررات آن نزد همۀ ملل از بزرگ و کوچک محترم و واجب­الاجرا شمرده شود."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ3/8/1331)

 

"یک اصل ثابت و تغییر ناپذیر برای حکومتی که به افکار عمومی تکیه دارد اینست که هر وقت بامشکلی روبرو می­شود به منبع قدرت و سرچشمه لایزال نیروی ملت متوجه می­گردد و موجد نهضت بزرگ و عظیم ملی را در جریان حوادث و تحولات و اوضاع می­گذارد."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ16/10/1331)

 

"در برابر ملتی که شیفته آزادی و استقلال است و همه چیز خود را در مقابل این دو موهبت الهی به چیزی نمی­شمارد و دولتی که به نیروی اراده و پایداری چنین ملتی متکی است، هیچگاه دشمنان نمی­توانند مقاومت و ایستادگی کنند."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ16/10/1331)

 

"من از انتقادات بجا و اصولی یاران موافق و دوستان مخالف نه تنها هرگز نمی­رنجم و در حساب مملکت احساسات شخصی را مداخله نمی­دهم بلکه نصایح و انتقادات ایشان را به منزلۀ چراغ راهنمای خود می­شمارم."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ4/11/1331)

 

" نهضت ملی ایران یک نسیم ملایم و زودگذر نیست که در حیات یک ملتی وزیدن کند و لحظه­ای بعد فقط به قدر یک موج بی­اهمیت اثر از خود باقی بگذارد. این جنبش تاریخی زائیدۀ تصادفات کوچک و مولود اغراض سیاسی نبوده و نیست بلکه ریشه عمیق و نفوذی غیر قابل تصور در جامعۀ ایرانی دارد که یک سلسله علل و وقایع مهم دو قرن اخیر ایران آن را پی­ریزی و شالوده­گذاری کرده است." ( روزنامۀ اطلاعات مورخ 04/11/1331، ص 4)

 

"کسی که پنجاه سال در راه آزادی مبارزه کرده و زندان و تبعید سالیان دراز را در این راه متحمل شده هیچ لذتی را نمی­تواند با حفظ آزادی عقیده وبیان برابر کند."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ4/11/1331)

 

"نه تنها مردم وظیفه­دار هستند که به آزادی­های فردی و اجتماعی احترام بگذارند بلکه دستگاه حکومت باید مروج این اساسی­ترین شعائر دموکراسی و مشروطیت باشد ولی ایرانی در هر حال که به سر می­برد نباید فراموش کند که قبل از هر چیز فرزند این آب و خاک است و مصلحت وقت و حساسیت زمان و جهاد تاریخی ملت ایران به او حکم می­کند که چون سربازی فرمانبردار در آنجا که پای احترام و آبروی وطن در میان است بر اغراض و اهوای خویش تسلط پیدا کند." (روزنامۀ اطلاعات،مورخ4/11/1331)

 

"در میان هر قوم و ملت زنده که طالب آزادی فکر و حکومت دموکراسی است قهراً اختلاف سلیقه­هائی در امور کلی و جزئی پیش میاید که در زمان عادی به صورت کشمکش پارلمانی و مطبوعاتی و حزبی جلوه­گر می­شود ولی در اوقاتی که یک خطر خارجی استقلال اقتصادی و سیاسی کشوری را تهدید می­کند و به جنگ و مبارزۀ علنی بر ضد حقوق حقۀ آن کشور برمی­خیزد نه تنها تمام اختلاف سلیقه­ها را باید کنار گذاشت و به دفاع از منافع وطن پرداخت بلکه اختلاف عقیده­ها نیز در اینگونه موارد جای خود را به وحدت و اتفاق کامل می­دهد و تمام یک ملت چون کوه در برابر خصم مقاومت و ایستادگی و ثبات تجهیز می­شوند وقتی ملتی پیروز از پیکار حریف برگردد زمان بسیار برای کارهای دیگر خویش در پیش دارد."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ8/1/1332)

 

"مجلس نماینده مردم و پشتیبان دولت و حافظ هر دولتی در مقابل تقاضا­ها و احیاناً فشارهای خارجی است و به همین جهت هیچ دولتی مستغنی از وجود مجلس نیست... مشروطیت بدون مجلس تحقق پذیر نیست."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ6/4/1332)

 

"ملت ایران اگر خواسته باشد که در ردیف سایر ملل بزرگ جهان مقام و موقعیتی را که شایسته او و گذشته پرافتخار اوست بار دیگر احراز کند باید از محرومیت و مشکلات نگریزد و از فداکاری و جانبازی نترسد."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ31/4/1332)

 

"اگر زندگی توام با استقلال و آزادی نباشد به قدر پشیزی ارزش نخواهد داشت."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ31/4/1332)

 

"ملت­هائی که برای احقاق حقوق از دست رفته و در راه آزادی و استقلال خود وارد پیکار شده­اند سال­ها فداکاری و جانبازی و از خود گذشتگی کرده­اند تا به مقصود خود نائل شده­اند."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ5/5/1332)

 

"تنها ملت است که می­تواند راجع به سرنوشت خود و سرنوشت مملکت اظهار نظر کند."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ31/4/1332)

 

"تنها ملت ایران یعنی به وجود آورندۀ قانون اساسی و مشروطیت و مجلس و دولت است که می­تواند در این باره اظهار نظر کند لاغیر. «قانون­ها»، «مجلس­ها» و «دولت­ها» همه برای خاطر مردم به وجود آمده­اند نه مردم به خاطر آنها وقتی مردم یکی از آن­ها را نخواستند می­توانند نظر خود را دربارۀ آن ابراز کنند."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ31/4/1332)

 

"در کشورهای دموکراسی و مشروطه هیچ قانونی بالاتر از ارادۀ ملت نیست."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ31/4/1332)

 

"در حکومت مشروطه تنها یک قدرت اصیل و لایزال موجود است و آن نیروی ملت است که اگر به معنای واقعی بروز و ظهور نکند مشروطیت و دموکراسی مفهوم حقیقی خود را از دست می­دهد و زمینه برای حکومت­های فردی فراهم می­شود."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ31/4/1332)

 

پیام دکتر مصدق بعد از پایان رفراندوم بزرگ او و رای بزرگ مردم به دولت و ابراز امیدواری از اینکه مجلس بعدی مجلسی مناسب بوده و :"آروزی ما در احیای استقلال و عظمت دیرین این کشور باستانی به دست فرزندان مبارز و مجاهد این آب و خاک به حصول بپیوندد."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ31/4/1332)

 

*************************************

 

برخی خصوصیات اخلاقی دکتر مصدق

 

باری تا به اینجا تا حد ممکن سخنان تاریخی دکتر مصدق را آوردیم و در بحث جدا هم به پاکی و درستی او در زندگی شخصی­اش اشاره شده اما در اینجا بد نیست به چند نکته دیگر هم در مورد خصوصیات اخلاقی وی از زبان یاران صدیق او دربارۀ مطالبی رشوه­دهی، عدم قبول هدیه، افراد هوس­باز، عدم خسیس بودن و... اشاره شود.

 

1-   وی هرگز اهل قبول هدیه و ... نبوده و اجازه نمی­داده کسی حقی بر گردن او داشته باشد و حتی برای زدن آمپول به فرزندش هم پول داده و در این مورد گفته بود:"کسی که در کار سیاست است از لحاظ مادی و معنوی نباید به کسی بدهکار باشد چراکه باید ملاحظۀ آنها را بکند. این مدیون شدن چه اخلاقی و چه مادی بالاخره آدم را تضعیف می­کند."

 

2-        وی بسیار دست و دل باز بوده و اهل خسیسی کردن نبوده است.

 

3-   او به غذای کارمندان و بیماران و ... اهمیت خاصی داده و غذای او و نگهبانانش و ... یکی بوده و غذای بیمارستان نجمیه را هم کنترل کرده و حتی در اولین روزهای نخست­وزیری به زندان رفته و خواسته بود تا یک وعده غذای زندان را برای او بیاورند.

 

4-        با افراد تا حدی مخالفت می­کرده که معیشت آنها به هم نخورد.

 

5-   به هیچ وجه کمترین استفاده از امکانات دولتی نکرده و حتی در هنگام ناراحتی و مریضی هم اجازه نداده بود کولر دولتی برای او بیاورند.

 

6-        به هیچ وجه اجازه اقدام غیرقانونی در دولتش را نمی­داد.

 

7-        به خصوصیات اخلاقی همکاران به شدت توجه داشته و مثلاً افراد معتاد و... را از حلقه نزدیکانش دور می­کرده است.

 

8-   به شدت مخالف افرادی بوده که از لحاظ اخلاقی هوس­باز و بی­بند و بار باشند و از کسانی هم که به دلیل هوس­بازی همسر دیگری اختیار می­کردند به شدت نفرت داشته است.

 

9-   به شدت مخالف رشوه­دهی بوده و معتقد بود آن اعمال موجب «پرورش دزد در جامعه» خواهد شد.(نقل از خاطرات آقای حسین شاه­حسینی)

 

لازم به ذکر است که عمدۀ موارد فوق از خاطرات مرحوم «نصرت­الله خازنی» رئیس دفتر دکتر مصدق در «ویژه نامۀ مصدق نشریه ایران فردا شمارۀ 53» برداشت شده­اند.

 

*************************************

 

برخی جملات ارزشمند دکتر مصدق در رساله دکترای او

 

"طبق اصول عقائد اسلامی عقل تنها وسیله­ایست که ما را به یگانه­پرستی هدایت می­کند و تنها عقل است که کلید و راهگشای دین و حقوق اسلامی است"(مقدمه رساله دکترای دکتر مصدق، نقل از کتاب مصدق هم ملی بود و هم مسلمان، ترجمه و نگارش دکتر شمس الدین امیر علائی، انتشارات میترا، چاپ اول مرداد 1370/ ص 16)

 

"عقل در پایه و اساس تمام عقاید قرار دارد."(مقدمه رساله دکترای دکتر مصدق، نقل از کتاب مصدق هم ملی بود و هم مسلمان، ترجمه و نگارش دکتر شمس الدین امیر علائی، انتشارات میترا، چاپ اول مرداد 1370/ ص 17)

 

در تاکید بر آنکه قوانین باید منطبق بر شرایط روز باشد:

 

" اگر اختلافی بروز کرده ارتباطی به عقل نداشته، بلکه اوضاع و احوال خارجی مثل نژاد، زبان، عادات که فعلاً هم متداول است و کاملاً با آن عصر قانونگزار متفاوت است علت این اختلافات بوده است، لذا مادام که اوضاع و احوال و مقتضیات مشابه یکدیگر نباشند و متفاوت باشند و استدلال مسائلی که بر مبنای این تغییر اوضاع و احوال و کیفیات و مقتضیات است ضرورتاً تغییر میکند، بنابراین مادام که اوضاع و احوال متفاوت باشند و یکسان نباشند استدلالی که بر مبنای این مقتضیات است نیز ضرورتاً تغییر خواهد کرد، همین معنی در باره عقل بدیهی یا ضروری(الهیات) نیز صدق میکند(یعنی اگر آن مقتضیات در زمان ما هم هنوز وجود داشته باشند) چه آنکه آن عقل بدیهی یا ضروری هم بایستی تغییراتی که زمان ایجاب کرده است و در عادات و اخلاق ظهور نموده [مد] نظر قرار گیرد."(مقدمه رساله دکترای دکتر مصدق، نقل از کتاب مصدق هم ملی بود و هم مسلمان، ترجمه و نگارش دکتر شمس الدین امیر علائی، انتشارات میترا، چاپ اول مرداد 1370/ ص 25)

 

نظرات دکتر مصدق در مورد برابری حقوق زن و مرد در پانویس رساله دکترای وی:

 

"... امروز طبقات تعلیم یافته فهمیده­اند که باید مساوات اخلاقی بین جنسهای مختلف برقرار باشد. باری اگر این طور در نظر گرفته شود که یک زن باید فقط به یک مرد تعلق داشته باشد و نباید با چندین مرد رابطه پیدا کند عدالت حکم می­کند که یک مردم هم فقط با یک زن رابطه داشته باشد. ... تعدد زوجات آثار ناهنجاری دارد."(وصیت در حقوق اسلامى شیعه، دکتر محمد مصدق(1914) ، ترجمه على محمد طباطبایى، انتشارات زریاب، چاپ اول 1377/ پانویس صص32-30)

 

"... بالاخره بر خلاف دکترین مذهبی است که ادعا شود تعدد زوجات خواست خداست. قانون موسی و حقوق اسلامی، با قرار خود مسلمانان، در واقع از یک منبع الهی مشترک سرچشمه می­گیرند، بنابراین چگونه می­توان گفت که خداوند در همان سرزمین­ها برای عده­ای تعدد زوجات و برای دیگران ازدواج فردی را خواسته است. بعلاوه توضیح داده شد که قرآن موجد تعدد زوجات نبوده بلکه برعکس تعداد زنان را که قبلاً نزد مردم عرب غیر محدود بود محدود کرده است."( وصیت در حقوق اسلامى شیعه، دکتر محمد مصدق(1914) ، ترجمه على محمد طباطبایى، انتشارات زریاب، چاپ اول 1377/ پانویس صص32-30)

 

اهمیت عقل از دیدگاه دکتر مصدق در بحث قانونگزاری در مجلس:

 

"پارلمان بر اساس عقل انسانی منبعی حقوق اسلامی است که می­خواهد در برابر تعهدات مساوی تکالیف مساوی وجود داشته باشد. واقع امر این است که همه آنهائیی که مالیات می­پردازند و عوارضات دیگر را از قانون متحمل می­شوند، منطقاً باید از حقوق سیاسی واحدی متمتع گردند."( وصیت در حقوق اسلامى شیعه، دکتر محمد مصدق(1914) ، ترجمه على محمد طباطبایى، انتشارات زریاب، چاپ اول 1377/ص 74)

 

در انتقاد از تحمیل قوانین بر کشور دیگر:

 

"بعضی از قوانین مخصوصاً قوانین اساسی یا اداری که با شرایط کشورهای اصلی کاملاً سازگار شده، وقتی به محل دیگر نقل داده شوند نتایج خیلی بدی به بار می­آورند

 

...

 

همانطور که سابقاً اعراب هنگام فتح ایران حقوق اسلامی را بر این کشور تحمیل کردند دول اروپائی هم از طریق اعمال زور آن قوانین را تحمیل خواهند کرد"( وصیت در حقوق اسلامى شیعه، دکتر محمد مصدق(1914) ، ترجمه على محمد طباطبایى، انتشارات زریاب، چاپ اول 1377/ص79)

 

"منفعت عمومی مقدم بر منافع خصوصی است." ( وصیت در حقوق اسلامى شیعه، دکتر محمد مصدق(1914) ، ترجمه على محمد طباطبایى، انتشارات زریاب، چاپ اول 1377/ص81)

 

 

 

برخی دیگر از سخنان مهم دکتر مصدق در مصاحبه­ ها یا تالیفات دیگر او:

 

"عقیده ما این است قانون دولتی باید خود را به احتیاجات وقت و زمان و منافع انسان موافق نماید، نه اینکه احتیاجات و منافع انسان خودشان را مطابق قانون نمایند و حکم شرع مقدس هم همین است. «الضرورات تبیح المحظورات»"(مصدق و مسائل حقوق و سیاست، گردآوری ایرج افشار، انتشارات نشر سخن تهران ، چاپ اول 1382/ ص72)

 

نظرات دکتر مصدق در مورد زنان در مصاحبه دکتر مصدق با یک بانوی خبرنگار فرانسوی با نام «رنه وییه یار» و نام مستعار «آ.د روشبرن» در تاریخ 22 اوت 1909(31 مرداد 1288 ه.خ):

 

"س: وضعیت زنان در ایران چگونه است؟

 

ج: [دکتر مصدق] زن در مملکت ما همان موقعیتی را دارد که قرآن برایش تعیین کرده. همین

 

با این حال زنان ما عروسک­های توخالی و بوالهوس نیستند. زن ملکۀ خانه است. او بیشتر مادر است تا همسر، و در طول این سالهای آشفته توانستیم او را در عمل ببینیم. برای اینکه تمامشان، از هر طبقه­ای، از مشروطیت پشتیبانی کردند و به آن علاقه­مند بودند. قهرمانانی داریم شایستۀ افسانه­های زنان پارت و با احترامی زیاد، می­توانم از عمۀ محمد علی شاه یاد کنم که با نگاهی مغرور و بدون تاثر، سربازان غارتگر و گستاخ برادرزاده­اش را نظاره می­کرد که در مقابلش تمام یادگارهای با ارزش محل اقامتش را ویران کردند. او در مقابل خرابه­های کاخش اشکی هم نریخت. در جریان انقلاب با افتخار سربلند ماند. همه را به فرانسوی ها بگوئید. نه برای تمجید از ما اما برای اینکه ما دوستی و احترام آنها را می­خواهیم."(مصدق و مسائل حقوق و سیاست، گردآوری ایرج افشار، انتشارات نشر سخن تهران ، چاپ اول 1382/ صص 324-323 / نقل از مصاحبۀ

/ 0 نظر / 1197 بازدید