تسخیر و غارت کاخ مداین توسط اعراب و سرنوشت فرش بهارستان

دو سال بعد ، یعنی در سال 16 هجری ، مداین ، پایتخت ساسانیان ، به تصرف اعراب درآمد . اعراب طبق معمول به غارت پرداختند . به هر یک از 60.000 عربی که در این نبرد شرکت داشتند 12000 دینار رسید و از جمله غنایم این جنگ ، فرش بزرگ و بی نظیری بود که آنرا بهارستان می خواندند .

وصف مداین و فرش بهارستان :

مولف حبیب السیر در این مورد چنین می نویسد : « چون سعد از فرار یزدجرد وقوف یافت ، به دل جمع و خاطر مطمئن به مداین درآمده نظر بر آن قصور منقش و منیع و ایوانهای دلکش رفیع انداخت و آن اموال لاتعد و لاتخصی و اجناس بیحد و قیاس دید ، زبان به حمد مهیمن منان ، گردان ساخت و ضبط غنایم را به عهده عمر بن مقرن مزنی کرده آن مقدار اشیاء نفیسه و اقمشه ظریفه و اوانی نقره و طلاو فرش و بساطهای گرانبها به دست آمد که وصف آن با مداد و قلم و دست میسر نباشد و از آن جمله فرشی بود ابریشمی 60 گز در 60 گز که اطراف آن به زمرد آراسته بود . و 18 ارش از آن فرش به جواهرات غیر مکرر تزیین داشت ، چنانچه  ده ارش از زمرد سبز بود و ده ارش از بلور سفید و ده ارش از یاقوت سرخ و ده ارش از یاقوت کبود و ده ارش از یاقوت زرد . و در حواشی و جوانبش ، انواع گلستانها و گلها و درختان از جواهرات آبدار و گوهرهای شاهوار بافته بود و آن را بهارستان نام نهاده . و ملوک عجم در فصل زمستان آن فرش را گسترانیده ، مجلس عشرت می آراست و میان زمستان را اولین ایام بهار می پنداشتند .

القصه سعد از آن غنایم خمس جدا کرد ، نهصد شتر جهت حمل آن ترتیب نموده و به مدینه فرستاد و مابقی را بر شصت هزار سپاه عرب تقسیم نمود . به دست هر سواری 12 هزار دینار رسید و چون اموال خمس و خبر فتح مداین ، به مدینه رسید ، عمر بسیار هیجان زده و خوشحال گشته و آن امول را بخش کرد ، و فرش بهارستان را که به محض رویت موجب نشاط و انبساط خاظر میگشت ، قطعه قطعه کرده و بین مسلمین تقسیم نمود ، به روایتی تکه ای از آن که نصیب علی ابن ابیطالب گشته بود توسط آن جناب به بیست هزار دینار فروخته شد .»

اعراب در تیسفون غنایم فراوانی به دست آوردند که عبارت بود از مقادیر زیادی ظروف طلا و نقره مزین به صورت انسان و حیوان و سنگهای قیمتی ، پارچه های ابریشمی ، زربفت ، قالیهای زیبا و بسیار گرانبها ، بردگان بسیار از زن و مرد و اسلحه و اموال فراوان دیگر .

شهر تیسفون  ویران ، غارت و سوزانده شد و دیگر در هیچ عهدی احیاء نگشت ، بخشی از ساکنان شهر که نتوانسته بودند فرار کنند ، کشته شدند و زنان و مردان زیبا روی ایرانی اسیر و به بردگی برده شدند .

سطح فرهنگ و تربیت سپاهیان عرب و حتی سرداران بزرگ ایشان ، به قدری نازل بود که از درک ارزش اشیائی که با چنان هنرمندی و چیره دستی ساخته شده بود ، عاجز بودند و طبق سوره مربوطه غنایم را تقسیم کردند . بدین ترتیب که ظروف زیبای طلا و نقره که از لحاظ هنری بی بدیل بودند ، ذوب کردند و به شمش مبدل ساخته و پارچه های زربفت و زیبا را قطعه قطعه کردند .

تصرف پایتخت ساسانیان و ویران شدن آن به دست تازیان تاثیر شدید و بسیار بدی در مردم ایران کرد و اندک اندک ایرانیان فهمیدند که حمله اعراب نه فقط غارت اموال و نفوس آنان و بلکه غارت و فرهنگ و تمدن درخشان ایرانی می باشد .

اطرافیان یزد گرد در مقام گردآوری قوا برآمدند ولی فکر تجزیه طلبی سران نظامی نمی گذاشت که به ندای شاه پاسخ مساعد بدهند .

یکی از آثار شوم و بسیار زیان بخش حمله اعراب به ایران ، محو آثار علمی و ادبی این مرز و بوم بود . اعراب جاهل کلیه کتب علمی و ادبی را ، به عنوان آثار و یادگارهای کفر و زندقه از بین بردند ، سعد وقاص پس از فتح پارس و تسخیر مداین و دست یافتن به کتابخانه ها و منابع فرهنگی ایران ، از عمر خلیفه وقت کسب تکلیف نمود ، خلیفه در جواب نوشت :« کتابها را در آب بریزید زیرا اگر در آنها راهنمایی باشد با هدایت خدا و قران از آن بی نیازیم و اگر متضمن گمراهی است ، وجود آنها لازم نیست ، کتاب خدا برای ما کافیست .»

پس از وصول این دستور سعد وقاص و دیگران حاصل صدها سال مطالعه و تحقیق ملل شرق نزدیک را به دست آب و آتش سپردند .

در اثر غنایم فراوانی که پس از تسخیر مداین به مدینه فرستاده شد ، اعراب بیشتری به طمع غارت و چپاول بسیج و راهی ولایات ایران شدند ، اندکی بعد سراسر خوزستان به تسخیر تازیان درآمد ، یزدگرد پادشاه ساسانی برای نجات قسمت شرقی ایران به جمع قوا پرداخت و سرانجام در حدود نهاوند بین طرفین جنگ سختی درگرفت که به پیروزی اعراب منجر گشت . اعراب فتح نهاوند را که اهمیت فراوانی برای آنها داشت فتح الفتوح می خوانند  


/ 0 نظر / 17 بازدید