انقلاب بلشویکی روسیه و وقایع بعد آن

 

در موقعی که لنین حکومت بلشویکی را تاسیس می‌کرد هر چند ارتش روسیه متلاشی شده بود و دیگر احتمال و امکان ادامه جنگ برایش میسر نبود ولی عملا جنگ با آلمانها ادامه داشت. اوضاع چنان بود که حتی جسورترین افراد هم نمی‌توانستند در این شرایط کار کنند اما لنین و همکارانش آماده کار شدند تا از مشکلات عبور کنند. اولین اقدام آنها برقراری صلح با آلمانها بود … نمایندگان دو کشور در مارس ۱۹۱۸ قرارداد صلح «برست لیتوسک» با کمال بی میلی طرفین به امضا رسید.
« حکومت سوویت در ابتدا کوشید که یک صلح عمومی‌میان کشورهای داخل در جنگ برقرار کند. در همان نخستین روزی که بلشویکها قدرت را بدست آوردند فرمان صلح را به تمام جهان عرضه داشتند و در این پیمان تصریح کردند که از تمام دعاوی و حقوقی که روسیه تزاری با قراردادهای مخفی و پنهانی برای خود داشته صرف نظر می‌کنند. حکومت شوروی اعلام داشت که قسطنطنیه باید متعلق به ترکها بماند و هیچ سرزمینی نباید به کشور دیگری ضمیمه شود …»
« پیشنهاد صلح شوروی به دنیا بی پاسخ ماند زیرا هر دو طرفی در جنگ هنوز به پیروزی خود امیدوار بودند و می‌خواستند غنائمی‌از جنگ به دست آورند. و بدیهی بود که این پیشنهاد صلح شوروی هم تا اندازه ای جنبه تبلیغاتی داشت. آنها با اینکار می‌خواستند تا افکار توده‌های مردم خسته از جنگ و سربازان بیزار شده از جنگ را تحت تاثیر قرار داده و نوعی انقلاب اجتماعی در آن کشورها بوجود آورند….»
« لنین به قراداد صلح با آلمانها بعنوان یک پیمان موقت می‌نگریست که مدت زیادی دوام نخواهد داشت و عملا هم بعد از شکست آلمانها در جنگ که نه ماه بعد اتفاق افتاد شورویها این قرارداد را ملغی اعلام کردند.»
«… در طی نه ماه اول حکومت بلشویکها زندگی بسیار عادی بود و به شکل سابق ادامه داشت. بلشویکها با کمال حوصله و بردباری انتقاد مخالفان را تحمل می‌کردند که حتی از این آزادیها گاهی سواستفاده هم میشد و روزنامه‌های منتقد و مخالف بلشویکها هم انتشار می‌یافت…» در حقیقت بلشویکها در حال استحکام مبانی نظری تئوری انقلاب خود و سفت کردن پایه‌های حکومت خود بودند.
اما مردم بطور کلی گرسنگی می‌کشیدند و پولداران هر روز پولدارتر شده و هنوز هم برای ولخرجیهای پرزرق و برق خود پول کافی داشتند.
در ظاهر زندگی بشکل عادی ادامه داشت اما در زیر این جریان آرام جریانهای ناپیدای زیادی بودند که خرابکارانه دست به انقلاب نوپای بلشویکی دراز کرده بودند. هیچکس و حتی خود بلشویکها هم نمی‌توانستند تصور کنند که با اینهمه مشکلات بتوانند سرپا بایستند.
آلمانها دولت عروسک وار دست نشانده ای در اوکراین و جنوب روسیه بوجود آوردند، و با وجود قرارداد صلح با شورویها، آنها را دائم تهدید می‌کردند. از طرف دیگر رییس پلیس انگلیس که حرفه ای ترین جاسوس آن زمان به شمار می‌رفت به مسکو اعزام شد تا برای حکومت جدید دردسرهایی بیافریند.  اشراف و ثروتمندان که املاک و دارائی‌هایشان توسط بلشویکها بلوک و ضبط شده بود با کمک پولهای دول خارجی تحریکات و اعتراضات محلی کوچک و بزرگی بر علیه دولت راه می‌انداختند، این اوضاع تا اواسط ۱۹۱۸ ادامه داشت و چنین به نظر میرسید که دوران پایانی حکومت نوپا رسیده است.
در ماه ژوئیه اوضاع بلشویکها بدتر شد و حلقه‌های محاصره همه جانبه بر علیه آنها تنگ تر و تنگ تر شد …..
تزار و خانواده اش در شرق روسیه در حوالی کوههای اورال زندانی بودند. پیشرفت سربازان چکسلواکی در این منطقه هر روز بیشتر و بیشتر می‌شد  و سوویت محلی این منطقه از ترس آزاد شدن تزارها بدست سربازان چک او و خانواده اش را به طرز وحشیانه ای به قتل رساندند.
« در ماه اوت اوضاع باز وخیمتر شد و دو موضوع باعث شد که ترور و وحشت و سرکوب خشم و ناامیدی سرتاسر شوروی را در بر گیرد. اولی سوءقصد به جان لنین و دیگری پیاده شدن نیروهای متفقین در آرخانگل در شمال روسیه.
« … بلشویکها ارتشی نداشتند. هنوز هم پنج ماه از پیمان برست لیتوسک نگذشته بود و بیشتر افراد ارتش سابق که منحل شده بود، به مزارع خود برگشته بودند. مسکو پر از توطئه گران و جاسوسان بود. بورژوازی و ثروتمندان سابق از اینکه پایان عمر شوراها و سقوط بلشویکها خیلی نزدیک به نظر می‌رسید خوشحال بودند.»
« … جمهوری نه ماهه شوراها که با این چنین وضع دشواری دست به گریبان بود و از هر طرف مورد هجوم، تنها راه را در حمله متقابل دانست و دوران ترس و وحشت سراسر شوروی را گرفت. آنها تصمیم گرفته بودند حالا که بناست بمیرند و نابود شوند لااقل در حال پیکار و مبارزه بمیرند و بدرستی از خود دفاع کنند.
« در اینموقع بود که مثل جمهوری فرانسه در یک قرن وربع پیش، مثل یک حیوان وحشی در تنگنا گرفته به جان دشمنان و مخالفانشان افتادند. آر آن پس دیگر جائی برای سهل انگاری و اغماض و بخشش نبود. در سراسر کشور حکومت نظامی‌اعلام کردند و در اوائل سپتامبر کمیته مرکزی سوویت برقراری ترور سرخ را با شعار «مرگ بر خیانتکاران و جنگ بیرحمانه با مهاجمان خارجی» اعلام داشت.
این حوادث بیرحمانه و ترورهای بعضا کور و ددمنشانه باعث پیروزی قطعی و دوام آن برای مدتهای مدید شد و این پیروزی یکی از حیرت انگیزترین وقایع تاریخی شد
/ 0 نظر / 46 بازدید