فراماسون و فراماسونری

واژه شناسی

واژه فراماسونری(franc-macon) فرانسوی و فریمیسن (free-mason) انگلیسی از دو واژه franc برابر با free به معنی آزاد و macon برابر با mason به معنی بنا ساخته شده و با ترکیب این دو کلمه اصطلاح بنای آزاد به دست می­آید. اصطلاح فراماسونری معمولاً به سازمانی می­گویند که در قرن هیجدهم در انگلستان پا گرفت و در اکثر کشورها ریشه دواند(کتیرایی، ص 20). اما داستان برمی­گردد به قرون وسطی که یهودیان آواره و بی­وطن در اورپا که شغل بنای داشتند به نیت اتحاد و کمک به یکدیگر و به عبارتی دیگر برای در انحصار داشتن این شغل با هم گروه­هایی را تشکیل دادند. لذا این بنایان شاگردانی از بین خود انتخاب می­کردند و در محل مخصوص که بعداً Lodge لژ معروف شد آموزش می­دادند و برای اینکه به دیگران درز نکند سعی در مخفی نگهداشتن این فنون می­کردند و برای شناسایی هم از رمز و اشاره­هایی استفاده می­کردند. برای خود درجاتی داشتند مثل شاگرد بنا، بنا، استاد، و بعدها تشکیلات وسیعتری یافتند. فراماسونری بعدها حدود اواسط قرن چهارده برای خو قانون وضع کردند و اصل برابری، برادری و آزادی را در سرلوحه کار خود قرار دادند(صادق نیا،ص 12 ).

تاریخچه فراماسونری

تاریخچه آگاهی های موجود پیرامون چنینی نهادی که تکاپویشان همراه  با علامت و اشاره و به شیوه های پنهان چهره بسته و می­بندند، به هیچ وجه نمی­تواند برای یک پژوهش استوار بر پایه عین گرایی و دانش و پژوهش بسنده باشد.آنچه پیرامون فراماسونری موجود می­باشد نیز آگاهی های همه سویه و تهی از کاستی به دست نمی­دهد. برخی از آن نوشته ها توسط خود فراماسونرها به رشته تحریر درآمده است که اینگونه نویسنده ها کوشیده­اند  که به سود سازمان خود دفاع نموده و آن را بر بنیاد برترین آرمانهای بشردوستانه بشناسانند و از هرگونه کاستی و نارسایی بدورش بدانند و کسانی که به جرگه فراماسنری تمایل و رغبت ندارند گمراه و واپسگرا ، نادان و دور از منطق می­دانند. دسته دیگر از منابع از نویسندگانی می­باشد که اطلاع دقیقی از این سازمان ندارند.

کسانی که تاکنون در باره فراماسونری تحقیق کرده­اند نتوانستند که تاریخ بنیانگذاری آن را به درستی بیان کنند، زیرا نخستین اسناد فراماسونری از بین رفته و این ابهام از دو جهت می­باشد؛ یکی اینکه این دستگاه از همان آغاز با راز و رمز همراه بوده و دیگر اینکه خواسته­اند در مورد آن چیزی بنویسند دستی دستی به ابهام آن افزوده­اند و به این جهت است که عده­ای تاریخچه آن را به زمان حضرت آدم می­رسانند و پیامبران از جمله داود و دیگر شخصیت­های تاریخی مانند بخت نصر و غیره را مرتبط با فراماسونری و حتی رهبر و بانی آن تلقی می­کنند. آنچه مسلم است در سده­های میانه سنگتراشانی  و بنایانی بودند که شهر به شهر می­گشتند و در هر کجا به آنها نیازی بود کار می­کردند و در میان خودشان نشانه­ها و علامت­های داشتند که با آنها هم دیگر را می­شناختند و در ارتباط بودند. با توجه به اسناد دیگر این فرقه در سده 14 میلادی شکل گرفت و در سده های 15 و 16 انجمن های برپا کردند و آنچه قابل قبول­تر است که تاریخ بنیانگذاری فراماسونری به مفهوم نوین آن را باید در آغاز سده هیجدهم دانست. مورخان انگلیسی مادر لژهای دنیا را لژ انگلستان می­دانند که در سال 1717 میلادی در لندن گشایش یافت و هر لژی می­خواهد مشروعیت بیابد باید لژ انگلستان تایید می­کرد. به هر حال این لژ انگلیسی با لژ اسکاتلند و ایرلند ارتباط برقرار کرد و در سال 1725 میلادی اولین لژ بزرگ پدید آمد که آیین مشترکی داشت. این فرقه با توجه به مبانی عقیدتی که داشت ارتباطی نزدیک با اندیشه های ماتریالیسم و مارکسیسم و کومونیسم برقرار کرد(کتیرایی، ص47).

در ایران نیز در باره پیشینه فراماسونری نیز دو عقیده وجود داشت که یکی همان مطلبی که قبلاً گفته شد آغاز آن را از زمان حضرت آدم می­دانند و ادیب­الممالک فراهانی در قصیده­ای که در عهد مشروطه سروده حضرت آدم را اولین فراماسون می­داند و همچنین اشاره دارد که در زمان حضرت سلیمان گسترش پیدا کرد و حتی امامان شیعه را هم عضو این فرقه معرفی­ می­کند که تعبیری چندان عقلای نیست. اما در دیدگاهی دیگر ریشه فراماسونری را در انجمن های صنفی و صنف بنایان جستجو می­کنند. اما واقعیت امر این است که تا سال 1717 میلادی هیچ لژی وجود نداشت. در سال 1714 میلادی خاندان هانوور  در انگلستان قدرت را در دست گرفتند که عمدتاً مورد حمایت یهودیان بودند. از سیاست این خانواده و جمعیت آنها تساهل و تسامح بود و از بزرگان این خاندان دو کشیش پروتستانی در راس بودند که با یهودیان در ارتباط بودند. نکته جالب ایناست که همزمان با ارتباط این خاندان با یهودیان، اولین لژ فراماسونری که به عنوان لژ مادر در سال 1717 میلادی مطرح استف ایجاد شد. علاوه بر خاندان هانوور سه فرقه دیگر در تشکیل این لژ دخالت داشتند 1- کابال­یستها که در امور سحر و جادو دست داشتند که هم در میان یهودیان بودند هم در میان مسیحیان 2- فرقه یسوعیان که آنها نیز در امور جادو و سحر تبحر داشتند 3- روزن­کروتزها یا فرقه گل سرخ که فعالیت آنها دفاع از زایران بیت­المقدس بود و از ادغام خاندان هانوور با این فرقه ها بود که جمعیت فراماسونری ایجاد شد. رفته رفته این فرقه به داخل فرانسه نفوذ کردند و با شعار خود که آزادی، برابری و برادری می­باشد انقلاب فرانسه را به راه انداختند. پس در قرن 19 میلادی این فرقه به یک جمعیت مرموز پر شاخ و برگ و جهان شمول تبدیل شد که همه در خدمت لژ مادر بوده و هستند و هم اکنون نیز لژهای در سرتاسر اروپا و امریکا در حال فعالیت می­باشند.(حقانی،1387).

بنابراین بعد از مدتی فعالیت لژ مادر همکاری اعضاء و گروه­های تشکیل دهنده آن این جریان را به سوی قدرت اقتصادی سیاسی و نظامی پیش برد. در این جریان به خوبی پیوند مسیحیت با یهود آشکار است و بنا به گفته­ای جریان مسیحیت صهیونیستی از این جریان شکل می­گیرد. با توجه به فعالیتهای مخفی و مرموز این فرقه به آسانی نمی­توان به اهداف تشکیل آن پی برد اما شعار بسیار جذاب آنها برادری،برابری و آزادی می­باشد. در باره آزادی فقط مطرح می­کنند که این تشکیلات برای آزادی بشر آمده، حالا آزادی از چی؟ نمیگویند. اما بیشتر به آزادی سیاسی و امثال این مرتبط می­کنند. اما در حقیقت وقتی این شعار در اورپا مطرح شد منظور این بود که طبقه بورژوا آزاد بشوند. درباره برادری هم منظور این است که همه در این تشکیلات با هم برادرند؛ یعنی پادشاهی هم در این تشکیلات وارد شود با بقیه فرق ندارد و در یک جایگاه است(حقانی،1387).

آداب و رسوم فراماسونری

مبانی نظری فراماسونری در قانون اساسی آنها توسط جیمز اندرسن کشیش پروتستان با سابقه یهودی تدوین شده این طور عنوان شده که در فراماسونری موضوع مذهب و سیاست جایی ندارد و همه مذاهب می­توانند وارد فراماسونری شوند به شرط اینکه اصراری در مذهب خود نداشته باشند(حقانی،1387). از دیگر اعتقادات انها به اولسیون دین هستند و خدایان را ساخته ذهن بشر بی­اطلاع در گذشته دانسته، منکر روح و نبوت پیامبر اسلام، منکر فرشته­ها و منکر ارواح و آخرت و همچنین منکر بهشت و دوزخ و تقدیر هستند. از شرایط عضویت در فراماسونری یکی حسن جمال، دیگری علم و کمال و سومی ثروت و مال که در حقیقت این سه عامل که بر توده مردم تاثیر زیاد دارد. این شرایط از شرایط عام است و اما از شرایط خاص 1- ایده­الیست بودن 2- حسن شهرت و خوشنامی 3- دارا بودن موقعیت مناسب اجتماعی می­باشد. از جمله مراسمات سوگند است که ماسون­ها در ارتقای به درجه بالاتر یاد می­کنند. مهمترین سوگند، سوگند اولین مراسم ورود به فرقه ماسونی و اخذ درجه شاگردی است. که این سوگند دارای سه مرحله است:

الف) التماس کردن به خداوندان و نیروی شیطانی و نیروی طبیعی برای پشتوانه سوگند.

ب) قول دادن موضوع سوگند است در اینجا تا حد امکان اهداف و آرمان­ها بر زبان جاری می­شود.

ج) لعنت کردن، در اینجا جزاهای در نظر گرفته شده که در صورت عدم اعتنا به مفاد سوگند می­باشد(گروه تحقیقات علمی،ص 52).

فراماسونری داری سی و سه درجه هستند که هر کدام اسم مخصوص دارد. تازه وارد که قبول شود شاگرد بنا یا رتبه اول است، رتبه دوم همکار و رتبه سوم بنا و بالاخره رتبه آخر بازرس کا اعظم است(صادق نیا،1377). از دیگر شرایط ورود به لژ فراماسونری داشتن سن بیست و یک سال به بالا- نداشتن شهرت و اخلاقی که مورد سرزنش باشد- سواد به قدر تعلیمات ماسونی داشته باشد- لااقل شش ماه در قلمرو لژی که خود را به آن معرفی کرده  مقیم باشد یا در فاصله صد کیلومتری آن متوطن باشد. همچنین برای اینکه عضویت یک نفر در لژ مطرح شود باید سه نفر او را معرفی کنند و این سه نفر باید درجه استادی داشته باشند. پس از تایید فرد مورد نظر توسط لژ یک یا چند نفر از اعظا برای مذاکره با او انتخاب می­شوند. چنانچه فرد پس از مذاکره فرد مورد نظر خواستار ورود به جرگه ماسونی داشت، شخصاً نامه درخواستی نوشته و آن را توسط نمایندگان لژ به لژ ارائه می­کرد و بعد از سه تن از اعضاء لژ  درخواست می­شود که درباره صلاحیت وی به طور جزء به جزء اظهار نظر کنند.با کمی دقت متوجه خواهیم شد که بسیاری از آداب و رسوم فراماسونری از کتاب عهد عتیق اقتباس شده و افسانه­های مرتبط با بنای و معبد سلیمان و مطالبی از این دست از کتاب مقدس گرفته شده است(طلوعی،ص 112).

 

فراماسونری و یهودیت

با توجه به اینکه در مورد ماسونی و هم در مورد یهودیت با کمبود منابع مواجه هستیم نمی­توان به صورتی شایسته ارتباط بین این دو را بیان کرد ولی در همین منابع کم هم می­توان به همسانی تفکرات و اداب آنها پی برد. در حالی که در تورات تحریف شده برای قتل و عام، کشتار و ایجاد رعب و وحشت ئدر بین ملل حاکم و فرامینی خطاب به قوم یهود صادر شده، دستورالعمل های بخصوصی هم درباره اعمال سری وجود دارد که در صورت اجرای آنها ضمن نابودی ملل، کسی هم متوجه مجری نقشه نخواهد شد و نام یهود پشت پرده مانده، قضیه فاش نمی­شود. فراماسونری­ها در ارتباط نزدیکی با صهیونیسم هستند که فقط با دستیابی به منابع سری آن روشن می­شود. این فرقه عیناً بر مبنای تلقینات تورات شکل گرفته و در حقیقت یکی از شاخه­های مخفی و سری­گری یهودی­گری می­باشد. ماسون­ها سعی بر این دارند که ارتباط نزدیکشان را با یهودیان مخفی نگهدارند. چرا که از دیدگاه خودشان به جای عرضه آشکار و اهداف موازی با اهداف و آرمان صهیونیسم فعالیت سری و پشت پرده در قالب افراد خیر و ایجاد موسسات کمک رسانی و نظیر آن، نتایج پربارتری دارد. و با توجه به ارتباط نزدیک با یهودیت، نحوه انجام مراسمات و تشریفات، اصول و آداب و افکار ماسونی از تورات تحریف شده سرچشمه گرفته است(سعیدی،ص 66).

اکنون به مثالها و تشابهات که مابین این دو می­باشد اشاره می­کنیم: در یک نشریه ماسونی از استاد حیرام سازنده معبد مقدس یهودیان به عنوان پدر ماسون­ها یاد کرده و او را با عنوان پسر بیوه زن خوانده شده عنوانی که مختص به ماسون­ها می­باشد. ماسون­ها با اراضی موعود و مقدس یهودیان در ارتباط هستند به دو دلیل 1- به خاطر شروع تاریخ افسانه­ای آنها در اراضی مذکور 2- به خاطر وقوع معبد سلیمان در این اراضی و احداث ان توسط حیرام که تا درجه پدری در نظر ماسون­ها بزرگ جلوه داده شده است. ماسون­ها برای مخفی بودن اهداف و فعالیت­هایشان  از الفبای رمزی استفاده کرده­اند که شامل سیستم مختلفی از قبیل فرانسوی، سیستم انگلیسی و غیره است. ریشه الفبای فراماسونی که از گونیا به وجود آمده متکی به الفبای عبری است. همان طور که در تورات آمده تاریخ و تقویم ماسون ها تا آغاز بشر هم کشیده شده. برابر با تقویم ماسون­ها ماه مارس اولین ماه سال و فوریه آخرین ماه سال است که مارس با فروردین ماه و فوریه با اسفند ماه خورشیدی برابری می­کند. اما نمونه­های دیگر از شباهتها کلاه شاپوی ماسونی­ها  که در موقعیت تشکیلاتی جایگاه خاصی دارد که از کلاه خاخام­های یهودی الهام گرفته است و بسیاری دیگر از این همسانی ها. در ادامه لازم به ذکر است که مثلث و چشم داخل آن یکی از سمبلهای ماسونی­ می­باشد که از تورات سرچشمه گرفته  است. گونیا و پرگار که از جمله سمبلهای ماسونی هستند و ستاره که از علایم شرکتهای تجاری و نیز در بسیاری از موارد از جمله پرچم کشورها مورد استفاده است نشانی از ماسونی و یهودیت می­باشد. همچنین کبوتر که فقط سمبل احزاب سیاسی سوسیال دموکرات و سمبل صلح نیستند بلکه از مظاهر رایج یهود بوده و نیز تاج که در میان سمبلهای ماسونی بسیار مهم است منبع توراتی دارد. اعداد 7 و 12 هم برای یهود و هم برای ماسون­ها جنبه سمبلیک دارد(سعیدی،ص 69).بنابراین قضاوت با خواننده می­باشد که آیا با این همه شباهت می­توان در ارتباط فراماسونری با یهودیت شک کرد؟

فراماسونری در ایران

در ایران بجای فراماسونری ، اصطلاح مجمع فراموشان، خانه فراموشان، فراموشخانه، مجمع فرامیسان، خانه فرامیسان، فرامیسن، فرامیسین را به کار می­بردند. از همان آغازین روزگارانی که مساله فراماسونری همراه برخی از واژه­ها آن در برخی از نوشته های فارسی خودنمایی کرد، فراموشی نیز به همان معنی به کار رفت و علت به کار بردن این واژه فراموشی را برای اولین بار عبداللطیف شوشتری در سال 1216هجری/1801 میلادی چنینی نوشت: هندیان و فارسی زبانان هند آن جماعت را فراموشی  گویند و می­افزاید که این نام خالی از مناسبت نیست، چه هرچه از آنها می­پرسند در جواب گویند، به یاد نیست(حائری،ص 121).

آشنایی ایرانیان با فراماسونری

با توجه به اینکه در سال 1735 میلادی، اولین فراماسونری را در کلکته نهاده شد و این جریان در هند گسترش پیدا کرد؛ پاره­ای از ایرانیان به هندوستان می­رفتند و به این لژ راه یافته و در بازگشت به ایران بیشتر در فارس و اصفهان زمینه پخش و پراکندن اندیشه­های ماسونی را فراهم می­کردند. این افراد دو طیف بودند عده­ای بازرگان بودند و عده­ای ملا و آخوند که به قول خودشان تبلیغ دین می­کردند که این دو قشر به هند رفته بودند و در بازگشت منادی فراماسونری شدند. گروه دیگری از ایرانیان و بیشتر از مردم آذربایجان برای بازرگانی به خاک عثمانی و مصر رفته و در آنجا با فراماسونری فرانسوی آشنا شده و در بازگشت آوازگر فراماسونری شدند. در سرزمین روس نیز کسانی بودند چون میرزا فتحعلی آخونداوف که از ایرانیان بیدار دل، با دانش و بینش و از پیشوایان اندیشه آزادی زمان خود بود و با نادیشه فراماسونری آشنا شده و برپا کردن انجمن­های ماسونی را چاره ایران می­دانست و همچنین بیشتر افرادی که در دوران پادشاهی فتحعلیشاه به اروپا به فرانسه رفتند با اندیشه فراماسونری آشنا شده و وارد این فرقه شدند و از جمله اولین ایرانیان فراماسونری  عسکرخان افشار اورمی،میرزا ابوالحسن خان ایلچی،میرزا صالح شیرازی بودند(کتیرایی،101).

در ایران نخستین کسی که انجمن همانند فراماسونری فرنگستان برپا کرد،میرزا ملکم خان ناظم­الدوله ارمنی جلفای اصفهانی بود با توجه به این سابقه باید گفت که برپا شدن فراموشخانه در ایران بایستی 1276 یا 1277 هجری قمری یعنی همزمان با سلطنت ناصرالدین شاه قاجار بوده باشد. به هرحال با تلاش بدخواهان تلاش فراموشخانه و کسانی از دربار و کهنه پرستان شاه را نسبت به این سازمان بدبین کردند و به زودی برچیده شد. جریان از این قرار بود که میرزا جعفر مهندس برادر فراماسونری میرزا صالح شیرازی با لقب مشیرالدوله(مشیرالدوله اول) از جانب امیر کبیر مامور شد تا تحقیقات جامعی را در مورد وضعیت سیاسی و اجتماعی و اقتصادی اروپا بدست آورد؛ این تحقیقات وقتی زمانی به ایران رسید که امیر کبیر خلع شده بود. در بین این گزارشات ارسالی به موضوع فراماسونری نیز پرداخته شده بود که ناصرالدین شاه در اواخر صدارت میرزا اقاخان نوری به فکر استفاده از این گزارشات افتاد و این اولین سند رسمی بود که یک مقام عالی رتبه ایران در مورد فراماسونری و تشکیلات آنها به شاه مملکت خود می­دهد. بعد از خواندن این تحقیقات ناصرالدین شاه تصمیم به انحلال این تشکیلات در ایران گرفت و نیز تحت همین گزارشات میرزا جعفرخان بود که شورای دولتی مرکب از شش وزارتخانه را تاسیس و خود مشیرالدوله به سمت ریاست آن منسوب شد(کمیته آموزش:بخش تحقیقات،ص 39).

از انجمن اخوت نیز باید سخنی به میان آورد از آن رو که این انجمن را دنباله فراموشخانه ملکم خان در ایران بشمار می­­آورند. اما لازم به ذکر است که لژ بیداری ایرانیان را که در تهران به طور رسمی با اجازه شرق اعظم فرانسه و شورای عالی ماسونی در شب سه شنبه نوزدهم ربیع الاول سال 1326 هجری قمری بنیان نهاده شد و نخستین کسی که در این لژ پذیرفته شد ادیب­الممالک بود. این لژ بدست کسانی مانند ویزیوز فرانسوی و دکتر مرل فرانسوی برپا شد و دبیرالممالک شیرازی و محمد علی ذکاءالملک فروغی و حاج سید نصرالله تقوی و میرزا صادق خان امیری (ادیب­الممالک) و سید حسن تقی زاده از گردانندگان آن بودند(کتیرایی، ص 105).

لژ بیداری ایرانیان به اعضاء خود حقوق ماهانه پرداخت می­کرد، که مبلغ این حقوق برای همه یکسان نبود و به درخواست فرد و تایید لژ قابل تغییر بود. آنگونه که از اسناد برمی­آید جلسات لژ معمولاً یک یا دو روز در هفته برگزار می­شد و نیز این جلسات در تابستان یا حداقل برای مدتی هم تعطیلی داشت. اعضاء این لژ موظف بودند که در همه حال از قواعد و قوانین فراماسونری پیروی کنند. هر گونه تخطی از قوانین لژ واکنش لژ را به همراه داشت. میزان ارتباط سفارت فرانسه با فراماسونری ایران تا حدی است که مهمترین خصیصه فراماسونری آغازین ایران را باید یهودی- فرانسوی بودن آن دانست. بدهی است که شرایط اجتماعی سیاسی آن روز کشور ایران به گونه­ای بود که بسیاری از اعضاء این لژ توانسته بودند به پست های مهمی دست پیدا کنند. پس عضویت در این اجتماعات به نوعی مانند پلی بود برای دستیابی به پست و مقامات دولتی بود. بدون شک وجود این ویژگی یکی از عوامل استحکام موقعیت لژ فراماسونری و گرایش روشنفکران به آن در کشورهای پیرامون و از جمله کشور ما شد(شاه­آبادی، ص 50).

فراماسونری های ایران لژهای به ظاهر ناهمگون و دارای تبعیت لژهای مختلف جهان بودند، لیکن سر نخ اصلی و کارگردانی آن را با کمی کاوش در رفتار و ارتباط این لژها با هم در انگلستان معمار پنهان آن میبینیم. آنها در یک نکته با هم اشتراک داشتند و آن هم حفظ اسرار و حفاظت از اسناد و مدارک و چگونگی فعالیتهای سازمانهای خودشان است؛ که بخصوص در افشای اسامی و مشخصات افراد لژ بسیار محتاط و پایبند بودند(صادق نیا، ص 67).

در عهد قاجار سرگرد اوزلی سفیر وقت انگلستان با دو هدف به ایران آمد 1- دستوری بود که جانب جرج سوم پادشاه انگلستان داشت برای جمع­آوری اطلاعات جامعی از ایران 2- تاسیس لژ فراماسونری در ایران به نام لژ اصفهان. همان طور که قبلاً اشاره شد اولین لژ در ایران توسط میرزا ملکم­خان ایجاد شد که بساط آن را بنا بر گفته­ای با هوشیاری و غیرت حاج ملاعلی کنی برچیده شد (اما در واقع باید گفت با تلاش دشمنان و بدخواهان ملکم خان ارمنی در دربار این مهم صورت گرفت). هرچندبعد از مرگ ناصرالدین شاه انجمن اخوت که ظاهراً فعالیت دارویشی داشت ولی در خفا تجمع و تشکلی فراماسونی بود ایجاد گردید. به دنبال این جریانات از آنجا که یهودیان مدارسی را درسراسر جهان برپا کرده بودند به نام آژانس اسرایلیان، این نوع مدارس نیز را در ایران، یهودیان فرانسه در تهران تاسیس کردند. هفت نفر از استادان این مدارس در زمره لژ بیداری ایرانیان بودند، به اضافه ادرشیرجی و محمد علی فروغی و تقی­زاده و بسیار دیگر.(حقانی، 1387).

از سال 1324 هجری قمری بود که فراماسونری در ایران به دو شاخه اعتدالی و افراطی تقسیم شدند، اعتدالی را عباس قلی خان آدمیت اداره می­کرد و شاخه فراطی را اردشیرجی. این دو شاخه در جریان مشروطه و حوادث بعد از تا سالها دست داشتدر مورد اینکه ماسون­ها تا حد در انقلاب مشروطه ایران شکرت داشتند و حتی برخی نظراتی مبنی بر قتل ناصرالدین شاه توسط آنها که در مقابل آنها سدی بود و قبلاً هم باعث تعطیلی لژ فراماسونری ملکم خان شده بود، نیز در میان است. اما حقیقت آن است که نمی­توان دخالت علنی و مخفی و مهم آنها را در کار مشروطه اغراق آمیز شمرد. در اینکه این گروه در هیجان و غلیان افکار جامعه، بخصوص در سالهای آخر حکومت محمد علی شاه موثر بودند تردیدی نیست. ولی تعیین حدود و عملیات آنها مستلزم سنجش و دقت بیشتر می­باشد. برای نمونه دو انجمن فراماسونری که مشروطه خواهان در آن عضو بودند یکی انجمن اخوت بود و دیگری انجمن مخفی، که انجمن اخیر به وسیله ملک­المتکلمین و سیدجمال­الدین واعظ که هر دو اعضاء برجسته لژ فراماسونری ایران بودند رهبری و اداره می­شد. پس از پیروزی مشروطه طلبان و شکست مستبدین، فراماسونری های ایران یکه تاز میدان سیاست و اجتماع ایران شدند. این روند به گونه­ای بود که طبق گزارش سید حسن تقی­زاده حتی در نوشتن قانون اساسی ایران هم به نوعی تحت تاثیر لژ فراماسونری بودند(رائین،ص 214).

در ادامه لازم به ذکر است که در کودتای اسفند 1299 و در نهایت در انتقال قدرت به پهلوی دوم که توسط محمد علی فروغی فراماسونری معروف صورت گرفت می­توان رد پای ماسون ها را در ایران دنبال کرد. در زمان پهلوی دوم حدود سالهای 1327 -1328  شمسی قریب 50 60 لژ در ایران فعالیت داشتند و دارای 5 هزار عضو بودند اما وقوع انقلاب اسلامی باعث تعطیل شدن این لژها شد. اما تفکرات آنها را می­توان در قالب لیبرالیسم،پلورالیسم، نسبی­گرایی مشاهد نمود(حقانی،1387).

نتیجه گیری

آنچه واضح و روشن است این نکته می­باشد که پدیده فراماسونری حاصل جهان غرب است. مشخصاً این جریان با اهداف خاص و برنامه­ریزی شده ایجاد شده و اینکه آن را به گذشته دور بدانیم مسلماً در اشتباه خواهیم بود و می­توان گفت تمامی پیشینه سازی ها برای این جریان تنها برای مشروعیت بخشیدن و اصالت دادن به آن می­باشد.  البته نباید منکر این شد که قبل از ایجاد لژها فعالیتهایی در جریان بوده اما نه به این شکل و صورت. به هرحال می­توان نتیجه گرفت اصل و خمیر مایه فکری این جمعیت از اندیشه و مرام یهودیان سرچشمه گرفته و در گذر زمان غرب و اندیشه بورژاوزی آن فعالیتهای پراکنده موجود از قبل را ساخته و پرداخته کرده و خواسته کلی این جریان را آزادی از بندهای فئودالیته سیاسی و مذهبی کلیسای قرار داد. بنابراین نگاه بشر را از آسمان گرفته به زمین معطوف کرد و از این رهگذر شعارهای زیبا و سودمندی را برای همه انسانها سر داده و مردم زیر سلطه و ستم کشیده جهان را به همنوایی با شعار خویش می­خواند.

می­توان باور داشت در جهان امروز این فرقه ها در سطحی وسیعتر با امکانات و شرایط مناسبتر رو به ترقی نهاده­اند و با ترویج اومانیسم و جهان وطنی سعی دارند نبض تحرکات سیاسی و فرهنگی جهان را به دست بگیرند. شاید دور از واقعیت نباشد که این جریان در قالب جدید موسسات با جذب افراد برجسته و نخبه از اکثر کشورها درصدد در انحصار گرفتن تمامی عرصه های علمی و همچنین بازارهای جهانی هستند.

منابع

1-   صادق نیا،ابراهیم، فراماسیونی و جمعیت های سری در ایران(نگاهی به خیانت های فراماسون ها در تاریخ ایران)، تهران: هیرمند،1377.

2-   کتیرایی،محمد، فراماسیونی در ایران(از آغاز تا تشکیل لژ بیداری)، تهران: اقبال، 1347.

3-   رائین، اسماعیل، فراموشخانه و فراماسونری در ایران، تهران:موسسه تحقیق رامین، 1378.

4-   کمیته آموزش:بخش تحقیقات، مقدمه ای بر انقلاب فرهنگی اسلامی، انجمن های اسلامی و سازمان دانشجویان مسلمان در دانشگاهها و مدارس عالی کشور، تهران:؟.

5-   طلوعی، محمد، راز بزرگ (فراماسون ها و سلطنت پهلوی)، تهران: نشر علم، 1380.

6-   سعیدی، جعفر، مبانی فراماسونری، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1376.

7-   شاه آبادی، حمیدرضا، تاریخ آغازین فراماسونری در ایران بر اساس اسناد منتشر نشده، تهران:سازمان تبلیغات اسلامی، 1378.

8-   حقانی، موسی، (سخنرانی: در اولین نشست آموزشی جمعیت دفاع از ملت فلسطین) 1378.

9-   حائری، عبدالهادی، تاریخ جنبشها و تکاپوهای فراماسونری در کشورهای اسلامی، مشهد: آستان قدس رضوی، 1368.

/ 0 نظر / 134 بازدید