تاریخ ایران زمین

تاریخ ایران

انتخابات دوره بیست و یکم مجلس شورای ملی
ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ دی ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

چکیده

با روی کار آمدن دولت اسد الله علم در تیر ماه 1341، نخستین مساله، برگزاری انتخابات مجلس شورای ملی و بازگشایی آن بود. محمد رضا شاه پهلوی در آغاز تمایل چندانی به برگزاری انتخابات زود هنگام نداشت و در انتظار فرصتی برای انجام اصلاحات مورد نظر خود در زمان فقدان مجلس بود. به رغم بی نیازی شاه از وجود مجلس، وقایعی مانند انقلاب سفید، لزوم تصویب صوری لوایح و نیز کاهش انتقادات به فضای بسته سیاسی که بعد از سرکوبی قیام 15 خرداد به وجود آمده بود، موجب شد که دستور برگزاری انتخابات صادر شود. اسد الله علم بر اساس لایحه­ای که قبلاً در هیات دولت تصویب کرده بود، قانون انتخابات را تغییر داده و چند اصل جدید به آن اضافه نموده بود. نخست وزیر با اینکه سعی داشت این انتخابات را در جوی کنترل شده و مطابق میل شاه برگزار کند اما در ظاهر تلاش می­کرد با حضور زنان در صحنه سیاسی، چهره ای متفاوت تر و دموکراتیک تر از دیکر انتخابات به نمایش بگذارد. این نوشته سعی درتشریح نحوه­ی برگزاری انتخابات دوره بیست و یکم مجلس شورای ملی و نقش دولت و حکومت در برگزاری آن دارد و شیوه­ی تحقیق در آن نیز به صورت توصیفی می­باشد.

کلید واژه: مجلس، انتخابات، دوره بیست و یکم، اسد الله علم، پهلوی


مقدمه

به دنبال عدم موفقیت دولت علی امینی در انجام اصلاحات اجتماعی، اقتصادی و همچنین نگرانی مقام سلطنت از اوضاع داخلی و خارجی کشور، محمد رضا شاه پهلوی در دیداری که با کندی(رئیس جمهور امریکا) اوایل سال 1341 هجری شمسی (1962 م) در واشنگتون داشت، خود را مصمم در انجام اصلاحات مورد نظر امریکا نشان داد و در مقابل، حمایت کامل امریکا و عدم پشتیبانی آن کشور را از امینی خواستار شد. مقامات امریکایی با ناامید شدن از علی امینی و در نظر گرفتن این نکته که منافع آنها در گرو حمایت از شاه می­باشد با خواسته های وی موافقت کردند.

شاه پس از بازگشت از امریکا تصمیم به تغییر دولت و انتصاب امیر اسد الله علم، شخصی که کاملاً مطیع اوامر و مجری برنامه های مورد نظر او بود، گرفت. اصلی ترین وظیفه دولت اسد الله علم، اجرای اصلاحات مورد نظر آمریکا و طرح «روستو- کندی» بویژه برنامه اصلاحات ارضی بود. در همین ایام محمد رضا شاه، می کوشید تا در افکار عمومی خود را مبتکر و مجری این طرح نشان دهد و وانمود کند که این اصلاحات، به خواست و دستور وی انجام می شود و پیش از هر چیز از نخست وزیر انتظار داشت تا به همگان بفهماند که ابتکار و رهبری این امر با شاه است و آن را نیز  به عنوان «انقلاب شاه و مردم» معرفی کند.  

با توجه به اینکه این اصلاحات بدون در نظر گرفتن شرایط داخلی ایران، طراحی و برنامه ریزی شده بود، به طور طبیعی شرایط سیاسی، اجتماعی اقتصادی و فرهنگی و آداب و رسوم ملی و مذهبی جامعه ی سنتی را در برنمی گرفت. در یک کلام یک برنامه اصلاحی سیاسی و غیر سنتی بود که اهداف  سیاسی طراحان و مجریان آن را دربرداشت. لذا در مرحله عمل نیز به موفقیتی نایل نشد و گسست اقتصادی و اجتماعی ایران را که از زمان رضا شاه به وجود آمده بود، عمیق تر کرد. به هر حال دولت عالی رغم مخالفتهای شدید جامعه ایران که از جانب روحانیت به رهبری امام خمینی و دیگر گروهای و احزاب مخالف، در شش بهمن 1341 این اصلاحات را به رفراندوم گذاشت و نهایتاً به دنبال آن مخالفتهای گسترده با این اصلاحات را در پانزده خرداد 1342 با واکنش شدید و قاطع سرکوب نمود.

بعد از سرکوبی قیام پانزده خرداد دولت برای چندین سال امکان برخاستن هر گونه نغمه ناسازگاری را از میان برد و از این پس محمد رضا شاه پهلوی پایه های قدرت خود را استوار می دید و می توانست در میدانی بی هماورد به آن شیوه که دلخواهش بود، حکومت کند.

 آخرین ماموریت دولت اسد الله علم ترتیب دادن انتخابات مجلس بود، که می بایست نمادی از انقلابات شاه و ملت باشد. نخست وزیر احساس کرد که با سرکوبی قیام مردمی 15 خرداد و رعب و وحشتی که ایجاد کرده، شرایط لازم برای برگزاری انتخابات دوره بیست و یکم مجلس شورای ملی و مجلس سنای چهارم فراهم شده است. با آنکه وی مدت کوتاهی پس از به دست گرفتن دولت اعلام کرده بود که بزودی انتخابات دور جدید مجلس را انجام خواهد داد، اما این وعده نخست وزیر تا ماهها بعد جامه عمل نپوشید. یکی از بزرگترین ایرادات مخالفان دولت و رژیم هم به همین تعلل نخست وزیر در برگزاری انتخابات مجلس بود. در واقع اسد الله علم از همان آغاز نخست وزیری اش این احساس را داشت که در شرایط حضور مجلس شورای ملی تصویب و یا اجرای برخی از برنامه های به اصطلاح اصلاحی وی با مشکل مواجه خواهد شد[1].

بنابراین زمانی که بحران سیاسی – اجتماعی کشور به مدد قوه قهریه فرو نشانده شد برگزاری انتخابات دوره بیست و یکم در دستور کار دولت قرار گرفت. دولت علم به انجام دلبخواهانه این انتخابات نیاز مبرم داشت. چه از یک سو با انزوای سیاسی گروههای مخالف دولت، علم در گزینش نمایندگان طرفدار رژیم مشکل چندانی نداشت. دیگر اینکه دولت و رژیم جهت تایید طرح های اصلاحی خود به رای نمایندگان مجلس نیاز مبرم داشت، تا با استناد به آن، به اقدامات خود جنبه قانونی ببخشد[2].

کنگره نهضت آزاد زنان و آزاد مردان

در راستای برگزاری انتخابات در شهریور ماه 1342 کنگره ای تحت عنوان «کنگره نهضت آزاد زنان و آزاد مردان» تشکیل گردید. به بهانه در جریان بودن انتخابات دوره بیست و یکم، شهردار وقت تهران(نفیسی) و دبیر کل کنگره اعلام داشت که کنگره ملی برای هماهنگ ساختن مبارزات انتخاباتی مردم ایران در سراسر کشور صبح روز سه شنبه پنجم شهریور 1342 در تهران تشکیل جلسه خواهد داد. در این کنگره حدود یکهزار نفر از نمایندگان کشاورزان، کارگران و طبقات مختلف دیگر در سراسر کشور شرکت نموده بودند. در پایان کنگره لیست کسانی که توسط «نهضت آزاد زنان و آزاد مردان ایرانی» برای سراسر کشور  کاندیدا بودند، منتشر کرد[3].

طبق اعلام کنگره، نمایندگان این دوره مجلس باید از طبقات کشاورز، کارگر و فرهنگی انتخاب می شدند. انتظار می رفت در این دوره کسانی به مجلس راه یابند که پیشتر در رقابتهای انتخاباتی شرکت نکرده بودند و به عبارتی ترکیب نمایندگان تغییر می کرد[4].

واقعیت این بود که از اکثریت 193 نفری کاندیداها که  توسط کنگره معرفی شده بودند، بیشتر آنها از مهندسین یا کارمندان اداره اصلاحات ارضی بودند. 47 تن از کاندیداها کارمند دولت، ده تن از کاندیداها استادان دانشگاه بودند، به علاوه شش زن، ده روزنامه نگار، ده پزشک، هشت قاضی و شش بازرگان در بین این فهرست به چشم می خورد[5].

لیست کاندیداها که توسط کنگره اعلام شده بود، غالبا پیش از این توسط اسد الله علم دست چین و به کنگره معرفی شده بود. بنابراین روند تبلیغاتی و سپس انتخابات دوره بیست و یکم بر پایه همین لیست معرفی شده شکل گرفت[6]. در باره نحوه چگونگی گزینش نمایندگان در این دوره ارتشبد حسین فردوست رییس دفتر اطلاعات ویژه دربار که مسوولیت کنترل و نظارت فائقه بر ساواک و تشکیلات جاسوسی و ضد جاسوسی رژیم را بر عهده داشت می گوید:

« ... در زمان نخست وزیری علم، محمد رضا دستور داد که با علم و منصور یک کمیسیون سه نفره برای انتخابات نمایندگان مجلس تشکیل دهم. کمیسیون در منزل علم تشکیل می شد. هر روز منصور با یک کیف پر از اسامی به آنجا می آمد. علم در راس میز می نشست، من در سمت راست و منصور در سمت چپ او، منصور اسامی افراد مورد نظر خود را می داد و علم هر که را می خواست تایید می کرد و هر که را نمی خواست دستور حذف می داد. منصور با جمله «اطاعت می شود» با احترام حذف می کرد. سپس علم افراد مورد نظر خود را می داد و همه بدون استثنا وارد لیست    می شدند. سپس من درباره صلاحیت سیاسی و امنیتی افراد اظهار نظر می کردم و لیست را با خود می بردم و برای استخراج سوابق به ساواک می دادم. پس از پایان کار و تصویب علم، ترتیب انتخاب این افراد داده می شد و فقط افرادی که در این کمیسیون تصویب شده بود، سر از صندوق آرا درآوردند و لا غیر... »[7].

این کمیسیون ترکیب نمایندگان مجلس را معین کرد و قرار شد که از تعداد دویست کرسی مجلس، شش کرسی آن به زنان اختصاص یابد و چون مانور بر روی لوایح ششگانه انقلاب سفید، بویژه اصلاحات ارضی و سهیم کردن کارگران در سود کارخانجات، محور تبلیغات رژیم بود، چند نفری هم به عنوان کارگر و کشاورز در لیست نمایندگان جای گرفتند و قرار شد در ترکیب دولتمردان تغییراتی داده شود و به جوانگرایی توجه ویژه معطوف گردد[8].

در این دوره از انتخابات مالکان عمده و نمایندگان ادوار قبلی حضور نداشتند، همه رهبران مخالف در زندانها یا زیر نظر ساواک بودند، دانشگاه در اشغال نیروی انتظامی قرار داشت و روزنامه و رادیو و تلویزیون در اختیار دولت بود[9]. بنابراین دولت تمامی سعی خود را می کرد که انتخابات در فضای کاملا کنترل شده و مطابق خواسته های رژیم، به اجرا درآید.

مهمترین موضوعی که در جریان تبلیغات مجلس بیست و یکم دیده می شود و قبلا سابقه نداشت، مشارکت زنان در انتخابات بود و مهمترین تقاضای این گروه، سیاسی نبود، بلکه خواسته های مدنی داشتند، مانندحق طلاق برای زنان.  به هرحال، انتخابات مجلس در 26 شهریور 1342 یعنی زمانی که هنوز حکومت نظامی برقرار بود، برگزار شد. انتخابات خیلی سریع انجام گرفت و نتیجه آن که در دوره های گذشته از سه هفته تا سه ماه طول می کشید، برای اولین بار در یک روز اعلام شد[10].

در این زمان برخی از مراجع و روحانیون و طبقات دیگر مردم در اعتراض به ادامه توقیف امام خمینی و مخالفت با انتخابات، اعلامیه دادند و تظاهرات به راه انداختند[11]، همچنین از جانب شورای مرکزی جبهه ملی در 21 شهریور 1342 اعلامیه ای صادر و تحریم انتخابات را خواستار شدند[12].

با وجود مخالفتها، انتخابات به صورت دلخواه شاه برگزار شد و تقریبا تمام افراد موجود در فهرست مصوبه انتخاب شدند. تنها تعدادی از کاندیداها به علت نامناسب بودنشان در لحظات آخر تغییر داده شده و از لیست حذف شدند. در مورد افراد منتخب عکس العمل های متفاوتی نشان داده شد. بعضی از هویت بسیاری از نامزدها بی خبر بودند. به همین علت حداقل دو تن از استانداران شخصا به شاه اعتراض کردند که علم کردن این تعداد افراد ناشناخته در بخشهایشان مشکلاتی را پدید خواهد آورد. از طرفی دیگر بسیاری از این خشنود بودند که بسیاری از افراد انگشت نما در پارلمان از بین رفته بودند و تنها 18 نفر از اعضاء و نمایندگان قدیم پارلمان در مجلس حضور داشتند.[13]

پیرو همین تغییرات ایجاد شده در ترکیب دولتمردان و نمایندگان، ریاست مجلس هم دستخوش تغییر گردید، زیرا رژیم دیگر نیازی به افراد با سابقه و به اصطلاح رجال پیر نظیر سردار فاخر حکمت نداشت. سردار فاخر حکمت به علت اینکه سالهای مداوم در مقام رییس مجلس شورا کار کرده بود، برای خود قدر و منزلتی خاص قایل بود و در ازای همکاری با رژیم توقعاتی داشت که برآورده ساختن این توقعات چندان خوشایند علم نبود. از سوی دیگر علم از مدتها پیش می کوشید تا به قدرت درجه اول منطقه فارس مبدل شود و به سردار فاخر حکمت به چشم یک رقیب می نگریست و تضعیف همه جانبه او را در دستور کار خود داشت[14].

کنار گذاشتن سردار فاخر حکمت از مقام ریاست مجلس مهمترین گام در جریان این تغییرات محسوب می شد. اسد الله علم بر اساس محاسبات خود به دنبال یافتن جانشینی برای سردار فاخر حکمت بود. بر همین اساس مهندس عبدالله ریاضی، کاندیدای تهران قبل از انتخابات برای ریاست مجلس در نظر گرفته شد، وی در ظاهر از اعضای حزب نبود ولی از دوره 21 تا 24 مجلس به مدت 15 سال ریاست مجلس شورای ملی را به عهده داشت[15].

دوره چهارم مجلس سنا

همزمان با انتخابات بیست و یکم مجلس شورای ملی، انتخابات دوره چهارم مجلس سنا نیز برگزار گردید. انتخابات سنا وضع روشنتری داشت زیرا نفرات قابل انتخاب می بایست شخصا مورد تایید اولیه شاه باشد، همانطور که 30 نفر را به موجب قانون شاه منصوب می کرد، 30 نفر انتخابی را هم می بایست دستور انتخاب دهد. در واقع تفاوتی بین سناتورهای انتخابی و انتصابی نبود[16]. در مجلس چهارم سنا، نسبت به ادوار گذشته به مانند مجلس شورای ملی تغییراتی مشاهده می شد. علاوه بر چهره های تازه در میان سناتور های انتصابی و انتخابی 2 زن هم برای اولین بار از طرف شاه به سناتوری منصوب شدند[17].

حزب ایران نوین

به موازات انجام انتخابات مجلس شورای ملی، آمریکایی ها در کنار اصلاحات اجتماعی و اقتصادی در ایران ساختار سیاسی حاکمیت پهلوی را نیز نیازمند تحول و نوسازی جدی تری می­دانستند و خواهان به وجود آمدن گروه جدیدی از نخبگان سیاسی بودند تا بتوانند در تحقق آرمان های آنها گام بردارند. به همین مناسبت  ترتیب پایه گذاری حزب تازه ای داده شد. این حزب که در آذر ماه 1342 رسمیت یافت، «حزب ایران نوین» نام گرفت و حسنعلی منصور نماینده چهارم تهران، دبیر کل آن شد. اکثریت نمایندگان مجلس، طبق دستور و بر اساس یک برنامه از پیش تدوین شده به عضویت این حزب درآمدند. به موجب همین برنامه، از این پس می بایست – به ظاهر- حکومت حزبی بر سر کار باشد. در این زمان بر همگان روشن بود که وظیفه امیر اسد الله علم، پایان یافته و او به زودی از مسند نخست وزیری کنار خواهد رفت و جانشین احتمالی وی، حسنعلی منصور خواهد بود[18].

هر دو مجلس در 14 مهر ماه افتتاح شدند،  دولت علم به موجب سنت پارلمانی استعفا داد، اما از آنجایی که حسن علی منصور هنوز آمادگی لازم را نداشت، علم دوباره مامور تشکیل هیات دولت گردید. علم وزیران جدید[19] را در 30 مهر ماه به حضور شاه و سپس به مجلس شورای ملی و روز اول آبان ماه 1342 به مجلس سنا معرفی کرد. مجلس پس از طرح برنامه دولت و مذاکرات لازم، روز یکشنبه 5 آبان ماه 1342، برنامه دولت را با اکثریت 181 رای از 183 رای حاضر در جلسه تصویب کرد[20].

نتیجه

حکومت پهلوی از زمان نخست وزیری علی امینی فاقد مجلس قانونگذاری بود و دولت برای لوایح مورد نیاز خود از طریق تصویب در هیات وزیران و تایید و امضاء شاه سود می­برد. اما با نخست وزیری امیر اسد الله علم که تامین کننده خواسته کانون های قدرت در سلطنت پهلوی چه در داخل و چه در خارج بود، جریان امور به گونه­ای دیگر رقم خورد. نخست وزیر جدید توانست با ایجاد جوی مناسب زمینه اجرای اصلاحات را فراهم کند و در موقع بروز مخالفتها  با قاطعیت عکس العمل نشان بدهد. در نهایت اسد الله علم آخرین ماموریت محول شده از سوی شاه را نیز که همانا برگزاری انتخابات مجلسین (شورای ملی و سنا) بود به اجرا گذاشت. انتظار شاه از علم تشکیل یک پارلمان مطیع و فرمانبردار بود. علم قبلاً  با تصویب هیات وزیران، قانون انتخابات را تغییر داده بود و  با ایجاد هیات های ویژه، نمایندگان دلخواه حکومت را دست چین نموده بود و دخالت تام و تمامی را در جریان انتخابات داشت. انتخابات دوره بیست و یکم مجلس شورای ملی یکی از رسواترین انتخابات پارلمانی ایران بود و تمامی نمایندگان آن از صدر تا ذیل از پیش گزینش شده بودند. این رسوایی در جریان انتخابات این دوره به گونه­ای بود که حتی کارگزاران حکومت آن دوره نیز در نوشته های خود به آن اعتراف نموده­اند. اکنون با برگزاری انتخابات دلخواه و با در دست داشتن اکثریت مجلس، راه برای حکومت مطلقه فردی، آرزوی دیرینه شاه هموار شده بود. شاه در راس هرم قدرت قرار گرفته بود و زیر دست او یک حزب جدید و یک مجلس جدید وجود داشت که برای نخستین بار در آن سهمی به نمایندگان زنان، روشنفکران و کارگران اختصاص داده شده بود.

منابع

-            آبادیان، حسین، دو دهه واپسین حکمت پهلوی، چاپ سوم، تهران، انتشارات موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1387.

-            دفتر پژوهشهای موسسه کیهان، نیمه پنهان، جلد 15، چاپ دوم، تهران، دفتر موسسه پژوهشهای کیهان، 1385.

-            ذاکر، عبدالرحیم، مطبوعات سیاسی ایران در عصر مشروطیت، چاپ اول، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1370.

-            شاهدی، مظفر، مردی برای تمام فصول، چاپ اول، تهران، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1379.

-            طلوعی، محمود، بازیگران عصر پهلوی – از فروغی تا فردوست، جلد اول، چاپ چهارم، تهران، نشر علم، 1376.

-            شجیعی، زهرا، نخبگان سیاسی ایران، جلد 3، چاپ اول، تهران، انتشارات سخن، 1372.

-            فردوست، حسین، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، جلد 2، تهران، انتشارات اطلاعات، 1370.

-            مدنی، جلال الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، جلد 2، چاپ دوم، قم، انتشارات اسلامی، 1383.

-            مروارید، یونس، ادوار مجالس قانونگذاری در دوران مشروطیت، جلد 3، چاپ اول، تهران، نشر اوحدی، 1377.

-            نجاتی، غلامرضا، تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران (از کودتا تا انقلاب)، جلد 1، چاپ هفتم، تهران، انتشارات رسا، 1384.

-           ضرغام بروجنی،جمشید، دولتهای عصر مشروطیت، بی جا، بی تا. ص 379- 380


[1] - شاهدی، مظفر، مردی برای تمام فصول، ص 455 – 456.

[2] - همان، ص 456.

[3] - مروارید، یونس، ادوار مجالس قانونگذاری در دوران مشروطیت ، ص 759.

[4] - آبادیان، حسین، دو دهه واپسین حکمت پهلوی ، ص 282.

[5] - همان، ص 283.

[6] - شاهدی، پیشین، ص 457.

[7] - فردوست، حسین، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی ، ص 257.

[8] - دفتر پژوهشهای موسسه کیهان، نیمه پنهان ، صص 179 – 180.

[9] - نجاتی، پیشین، جلد 1،ص 294.

[10] - آبادیان، پیشین، ص 284.

[11] - جلال الدین مدنی،  تاریخ سیاسی معاصر ایران، 1383، ص 81.

[12] - مروارید، پیشین، ص 711.

[13] - همان، ص 709.

[14] - نیمه پنهان، پیشن، ص 180 – 181.

[15] - مدنی، پیشین، ص 84.

[16] -ذاکر، عبدالرحیم، مطبوعات سیاسی ایران در عصر مشروطیت ، ص 311.

[17] - طلوعی، پیشین، جلد 1، ص 473.

[18] - نیمه پنهان، پیشین، ص 183.

[19] - کابینه سوم علم متشکل بود از: 1) وزیر دادگستری: دکتر محمد باهری.2) وزیر خارجه: عباس آرام. 3) کفیل وزارت جنگ: سپهبد اسد الله صنیعی. 4) معاون و مسئول وزارت دارائی: غلامرضا برزگر. 5) وزیر فرهنگ: دکتر پرویز ناتل خانلری. 6) وزیر راه: مهندس حسن شالچیان. 7) وزیر بهداری: دکتر ابراهیم ریاحی. 8) وزیر پست و تلگراف و تلفن: مهندس هوشنگ سمیعی. 9) وزیر اقتصاد: دکتر علینقی عالیخانی. 10) وزیر کشاورزی: سپهبد اسماعیل ریاحی. 11) وزیر کار و امور اجتماعی: عطاء الله خسروانی. 12) وزیر مشاور و سرپرست انتشارات و رادیو: نصرت الله معینیان. 13) وزیر مشاور: دکتر غلامحسین خوشبین. 14) معاون نخست وزیر و رئیس سازمان امنیت و اطلاعات کشور: سرلشکر حسن پاکروان. 15) معاون نخست وزیر و مدیر کل شورای استخدامی: دکتر منوچهر گودرزی. 16) معاون نخست وزیر و رئیس سازمان جلب سیاحان: مهندس مهدی شیبانی.17) معاون نخست وزیر: دکتر علینقی کنی.  رک: ضرغام بروجنی،جمشید، دولتهای عصر مشروطیت، بی جا، بی تا. ص 379- 380 .

[20] -  زهرا شجیعی،نخبگان سیاسی ایران، جلد 3، ص 319.

برگرفته از: http://mansour-mosavi.blogfa.com/