تاریخ ایران زمین

تاریخ ایران

کودتای قوچان، قتل نادرشاه و تغییر مسیر تاریخ خاور زمین
ساعت ۸:۱۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: کودتای قوچان ،قتل نادرشاه

دهم ژوئن سال 1747 (20خرداد و روزی چون امروز) در فتح آباد قوچان، نادرشاه در خوابگاهش به دست تنی چند از ژنرالهایش به قتل رسید و به این ترتیب ناپلئون شرق از این دنیا رفت


مردی که آرزو داشت ایران را بار دیگر ابرقدرت جهان کند. نادر در سال 1736 میلادی توسط زعمای ایران، سران قبایل، کدخدایان و معتمدان نقاط مختلف کشور به شاهی انتخاب شده بود. وی نیروهای روسیه را به آن سوی داغستان فراری و عثمانی را گوشمالی داده و برجای خود نشانده بود، فرارود (آسیای میانه) را آرام، و گردنکشان ایران خاوری (پختون ها = پشتون ها) را تنبیه و دهلی را در سال 1739 (نوروز) به تصرف خود درآورده بود. نادر نه تنها حاکمیت ایران را بر سراسر خلیج فارس مسلم ساخته بود، بلکه سران مسقط و عمّان را نیز به سوی خود جلب کرده، سرگرم ساخت ناو جنگی و درصدد تصرف جزیره زنگبار در حاشیه آفریقا هم بود تا راه آسیا را بر استعمار غرب سد کند. نادر دو سوم از ایام عمر خود را روی زین اسب گذرانید و لشکرکشیهای لاینقطع و ضعف مزاج و خستگی جسمانی ناشی از آن، وی را به تدریج بدخلق و خوی ساخته بود که نتیجه اش اتخاذ تصمیمات سخت و نیز اعمال مجازاتهای شدید و فوری اطرافیان خود و مقامات از جمله افسران ارشد بود. نادر که آخرین آیین های نوروزی دورات حیات را در کرمان گذرانیده بود، نیمه خرداد در راه بازگشت به پایتخت خود (مشهد)، در فتح آباد قوچان اردو زده بود. در این اردوگاه که در 12 کیلومتری قوچان (خبوشان آن زمان) برپا شده بود، نادر دژبانی اردو را به احمدخان درانی، افسر 25 ساله پشتون، سپرده بود که این امر باعث ترس افسرانی شده بود که بر جان خود ایمن نبودند. این بیم و نگرانی به زودی 70 افسر و عمدتا از قاجارها و افشارها را برآن داشت که «هم قسم» شوند تا نادر را بکشند. این توطئه گران شبانه (10 ژوئن 1747) به چادر خوابگاه نادر نزدیک شدند، نگهبان چادر را خفه کردند، و وارد چادر شدند. نادر با شمشیر دست به دفاع زد ولی صالح خان دست نادر، و یک ژنرال قاجار سر او را قطع کرد و روز بعد، در آن اردوگاه عظیم جز جسد نادر ـ تقریبا چیزی دیگر بر جای نمانده بود، و این بود سرانجام یکی از مردان بزرگ تاریخ مشرق زمین. جنازه نادر سپس در گوری که خود قبلا در خیابان بالا در مشهد تدارک دیده بود دفن شد. در جریان کفن و دفن بود که حاضران متوجه شدند نادر ریش خود را رنگ میزد تا کهولت او آشکار نشود. نادر کارها و وقایع روزانه را در پایان هر روز به منشی اش «میرزا مهدی» دیکته می کرد تا فراموش نشوند. وی جز «پزشک»، هرگز از کمک اروپائیان استفاده نکرد. نادر نسبت به اروپاییان بسیار بدبین بود، از همین رو به جای خرید کشتی از اروپا، از مازندران و از راه خراسان که هموارتر بود، چوب به بوشهر حمل کرد و 19 کشتی جنگی توپدار ساخت. به ابتکار نادر بود که توپهای سبک که تا آن تاریخ در جهان سابقه نداشت ساخته شد و این توپهای قابل حمل با شتر، «زنبورک» نام گرفتند. نادر خرید کالای صنعتی (تکنولوژیک) از اروپا را را روا نمی دانست و بارها گفته بود که چنین خریدهایی قوه ابتکار را از ایرانی سلب می کند، ما خودمان باید نیازهای صنعتی مان را برطرف سازیم، آنان (فرنگی ها) چیزی بالاتر از ما ندارند، ما نباید عادت کنیم که محتاج دیگران شویم. به نوشته مورخان اروپایی، نادر بر خلاف صفویه، کوچکترین نظر مساعدی به اروپاییان نداشت و برای تارانیدن آنان از آبهای شرق بود که درصدد ایجاد یک نیروی دریایی بزرگ برآمده بود تا بتواند با آن جزایر اقیانوس هند از جمله زنگبار را از دسترس اروپاییان که هدفی جز سلطه و استثمار شرق نداشتند دور سازد و برای این منظور مهندسان کشتی ساز هند را با کمک پارسیان ساکن این شبه قاره یافته و استخدام کرده بود. این مورخان نوشته اند نادرشاه که شدیداً به اروپاییان بدبین بود به سرزمینهای مورد نظر اروپاییان در منطقه، از جمله عمّان قول حمایت نظامی داده بود. نادرشاه استقرار اروپاییان در بنادر اقیانوس هند و خلیج های منشعب از آن را که به بهانه تجارت صورت میگرفت، وسیلهای برای دست اندازی به همه شرق تلقی می کرد . نادرشاه علاقه عجیبی به جمع آوری کتاب و اهداء آنها به کتابخانه ها داشت. وی صدها جلد کتاب خطی نفیس به کتابخانه رضوی مشهد هدیه کرده بود. کودتای دهم ژوئن 1747 قوچان، نه تنها مسیر تاریخ ایران، بلکه سرنوشت مشرق زمین را تغییر داد. اگر این کودتا رخ نداده بود، انگلستان بر آسیای جنوبی و بعداً خاورمیانه، و روسیه بر قفقاز و سپس آسیای میانه دست نمی یافتند، افغانها (نامی که انگلستان بر ایرانیان ساکن خاور ایرانزمین گذارده است) از ایران جدا نمی شدند و مسأله ای به نام کشمیر به وجود نمی آمد و نقشه جغرافیایی آسیای جنوبی چیز دیگری بود و ....  برای اثبات «احساس میهن دوستی» نادر ذکر این دو دلیل کافی است: یکی حک کردن عبارت «نادر ایران زمین» بر سکه هایش و دیگری ورود وی به شهر دهلی در روز «نوروز». وی پس از شکست دادن ارتش هند، منتظر شد تا نوروز فرا رسد و در این روز ملی ایرانیان وارد دهلی شود. دو هزار و هفتاد سال پیش از قتل نادر، اسکندر مقدونی نیز دهم ژوئن (سال 323 پیش از میلاد) در بابل (جنوب غربی بغداد امروز) درگذشت و به این ترتیب دهم ژوئن سالگشت مرگ سه زمامدار برجسته جهان است. فردریک باربروسا (ریش قرمز) پادشاه امپراتوری مقدس (کاتولیکهای اروپا) نیز دهم ژوئن سال 1190 در جریان لشکرکشی به خاور میانه (جنگهای صلیبی) در رود سالپ در جنوب غربی آناتولی (ترکیه امروز) غرق شده بود.